راهنماي نصب فلش؛ جهت پخش آنلاين صوت منبرك

اسلایدر

احتياج مومن به 3 خصلت (3)

(به بهانه شهادت امام جواد عليه السلام)

نصيحت

وَ قَالَ ااجواد عليه السلام:  الْمُؤْمِنُ يَحْتَاجُ إِلَى ثَلَاثِ خِصَالٍ ...

3. قَبُولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُه‏

امام جواد عليه السلام فرمود : مؤمن نيازمند به سه خصلت است: ...

3. پذيرفتن نصيحت هر كس؛ كه او را نصيحت نمايد                           [بحار الأنوار؛ جلد ‏75؛ صفحه 358]

نكته:

چه ايراد دارد شخصي به ما نكته اي بگويد كه ما آنرا بلد نيستيم ؛ حال از ما كوچكتر و كم سوادتر باشد

يك حيوان ، به يك پيامبر بزرگ الهي مي گويد : من چيزي مي فهمم كه تو نمي فهمي

آن حيوان هدهد است و آن پيامبر حضرت سليمان و حمله ي او اين است : أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقينٍ  ( سوره نمل آيه 22 )

داستانك :

چند دانش آموز دختر دبستاني به حضرت امام خميني ؛ نامه مي نويسند ، در بخشي از اين نامه مي آورند :

امام عزیز، ما بچه‌های کلاس پنجم جهاد مدرسه فاطمیه هستیم. چون در کتاب دینی ما نامه امام محمدتقی - علیه السلام - را به فرمانده سیستان و نصیحتهایی را که امام، به ایشان کرده‌اند نوشته، ما هم تصمیم گرفتیم که برای شما نامه‌ای نوشته و شما را نصیحت کنیم. ولی اماما، ما شما را نمی‌توانیم نصیحت کنیم. زیرا شما بزرگوارید و از همه گناهان به دورید. شما آن امام بت شکنی هستید که مدت چهل سال است نمازهای شبتان ترک نشده  ...

و پاسخ امام تكان دهنده است

    بسمه تعالی

    فرزندان عزیزم! نامه محبت آمیز شما را قرائت کردم. کاش شما عزیزان مرا نصیحت می‌کردید که محتاج آنم...    ۲۹ شهر صفر ۱۴۰۳

 روح الله الموسوی الخمینی

[صحيفه نور؛  جلد ۱۷؛ صفحه  ۱۳۷]

  فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات


برچسبك: امام جواد, روايت امام جواد, روايات عددي, امام خميني, داستان نصيحت


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز پنجشنبه سوم مهر 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای قرآنی | لينک ثابت


احتياج مومن به 3 خصلت (2)

(به بهانه شهادت امام جواد عليه السلام)

خودسازي

وَ قَالَ ااجواد عليه السلام: الْمُؤْمِنُ يَحْتَاجُ إِلَى ثَلَاثِ خِصَالٍ ...

2. وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ

امام جواد عليه السلام فرمود : مؤمن نيازمند به سه خصلت است: ...

2. واعظى از نفس خود                                                      [بحار الأنوار؛ جلد ‏75؛ صفحه 358]

 

اگر انسان واعظ دروني نداشته باشد ؛ نميشود از بيرون او را موعظه كرد

مثل آنكه انسان گياهي بي ريشه را آبياري كند

انسان بايد از نَفْسَش حساب بكشد

نكته

برخي از سوره هاي قرآن با يك سوگند شروع مي شود مانند : وَ الْعَصْر

 برخي با 2 سوگند ؛ مانند : وَ الضُّحَى‏ * وَ الَّيْلِ إِذَا سَجَى‏

برخي با 3 سوگند ؛ مانند : وَ الْعَادِيَاتِ ضَبْحًا * فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا * فَالمْغِيرَاتِ صُبْحًا

برخي با 4 سوگند ؛ مانند : وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ *  وَ طُورِ سِينِينَ *  وَ هَاذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ

برخي با 5 سوگند ؛ مانند : وَ الْفَجْرِ * وَ لَيَالٍ عَشْرٍ * وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ  * وَ الَّيْلِ إِذَا يَسْرِ

اما سوره اي در قرآن است ، كه 11 سوگند دارد و آن سوره مباركه شمس است .

نكته اينجاست كه خداوند بعد از اين 11 سوگند مي فرمايد :

قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّئهَا

فقط كسي اهل رستگاريست كه اهل تزكيه ي نفس باشد

 

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

 فايل صوتي منبرك

 


برچسبك: امام جواد, روايت امام جواد, روايات عددي, محاسبه, مراقبه


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز چهارشنبه دوم مهر 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


احتياج مومن به 3 خصلت (1)

(به بهانه شهادت امام جواد عليه السلام)

توفيق الهي

وَ قَالَ ااجواد عليه السلام: الْمُؤْمِنُ يَحْتَاجُ إِلَى ثَلَاثِ خِصَالٍ

1.تَوْفِيقٍ مِنَ اللَّهِ

امام جواد عليه السلام فرمود : مؤمن نيازمند به سه خصلت است:

1.توفيق از جانب خدا،                                                            [بحار الأنوار؛ جلد ‏75؛ صفحه 358]

توفيق يعني گره هاي زندگي ؛ بي آنكه متوجه شويم باز شود

داستانك :

شخصي ميگفتم : در ذهنم آمد ، آيا سوره اي هست كه در تمام آياتش كلمه "الله " باشد

قرآن را باز كردم سوره " مجادله " آمد تك تك آياتش را ديدم ، همه " الله " داشت

گاهي نيز به خاطر مسائلي از جمله غرور ؛ توفيق از او گرفته مي شود

داستانك :

طلبه اي مي گفت تازه طلبه شده بوديم رفتيم روستا ديديم قرائت قرآن است و ما وارد شديم.

 استاد جلسه هم بود ما هم خواستيم ريشى جنبانده و اظهارنظر و عرض اندامى كنيم، گفتيم قرآن خواندن كه مستحب است و نماز واجب به جاى قرآن حمد و سوره را براى نماز تصحيح كنيد.

پيرمرد استاد گفت: آقا خوب شما بخوانيد تاديگران همراه شما بخوانند، مى گويدتا اين را گفت و من فكر كردم بسم الله و حمد يادم رفت كه بخوانم گفت: بگو «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ» دنباله‏اش يادم نيامد و حالى خداوند در اين جلسه از ما گرفت كه مى‏ خواستيم خود نمايى كنيم.

و مهمترين چيزي كه توفيق را بالا مي برد ؛ دعا كردن است

 

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

 فايل صوتي منبرك

 


برچسبك: امام جواد, روايت امام جواد, روايات عددي, توفيق از خدا, داستان امام جواد


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز سه شنبه یکم مهر 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


وقتي نصف ليوان آب امام اضافه مي آمد

اسراف آب

إِنَّ الْمُبَذِّرينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطينِ ...  [الإسراء :  27]

اسرافكاران، برادران شياطينند؛ ...

چرا برخي از ما اينقدر اهل اسرافيم

چرا بايد مصرف آب ، در كشور ما ، 2 برابر ميانگين جهاني باشد؟!

داستانك 1 :

دکتر محمود بروجردی: من بارها ناظر وضو گرفتن امام خميني بوده ام و دیده ام که ایشان در فاصله به جا آوردن اعمال وضو، شیر آب را می بستند و در موقع لازم دوباره باز می کردند تا مبادا آب اضافی از شیر خارج شود.

داستانك 2:

حجت الاسلام و المسلمین صادق احسان بخش: حضرت امام هیچ گاه اسراف نمی کردند. حتی اگر می خواستند دارویی بخورند و یک لیوان آب به ایشان می دادند، اگر نصف آن مورد استفاده قرار می گرفت، کسی حق نداشت نصف دیگر را دور بریزد، باید از آن استفاده می کردند. این خط مشی، تمرینی است جهت خودسازی که از اول جوانی داشته اند.

[مجله طوبی ؛ خردادوتیر 1385، شماره 7 صفحه 149]

 

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

 فايل صوتي منبرك

 


برچسبك: امام خميني, اسراف, ميزان مصرف آب, اصلاح الگوي مصرف, اسراف در قرآن


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز یکشنبه سی ام شهریور 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای قرآنی | لينک ثابت


ثواب شگفت انگيز زيارت امام رضا عليه السلام

 (به بهانه 23 ذي القعده ، روز زيارتي مخصوص امام رضا عليه السلام)

امام رضا

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الطَّالَقَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ يَحْيَى قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ زَكَرِيَّا قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَارَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص سَيُدْفَنُ بَضْعَةٌ مِنِّي بِأَرْضِ خُرَاسَانَ لَا يَزُورُهَا مُؤْمِنٌ إِلَّا أَوْجَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ الْجَنَّةَ وَ حَرَّمَ جَسَدَهُ عَلَى النَّار

 امام صادق عليه السّلام از پدران خود از جدّش امير مؤمنان عليهم السّلام از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله حديث كرد كه فرمود: بزودى پاره‏اى از تن من بسرزمين خراسان مدفون ميگردد، هيچ مؤمنى بزيارت او نرود جز آنكه خداوند عزّ و جلّ بهشت را براى او واجب و آتش دوزخ را بر وى حرام كرده است عيون أخبار الرضا عليه السلام    جلد ‏2  صفحه  255

  قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع يَقُولُ ...أَلَا فَمَنْ زَارَنِي فِي غُرْبَتِي كَتَبَ اللَّهُ تَعَالَى لَهُ أَجْرَ مِائَةِ أَلْفِ شَهِيدٍ وَ مِائَةِ أَلْفِ صِدِّيقٍ وَ مِائَةِ أَلْفِ حَاجٍّ وَ مُعْتَمِرٍ وَ مِائَةِ أَلْفِ مُجَاهِدٍ وَ حُشِرَ فِي زُمْرَتِنَا وَ جُعِلَ فِي الدَّرَجَاتِ الْعُلَى فِي الْجَنَّةِ رَفِيقَنَا

 از حضرت رضا عليه السّلام ميفرمايند:

 آگاهى ميدهم كه هر كس مرا در غربتم زيارت كند، خداوند متعال اجر يك صد هزار شهيد، و يك صد هزارصدّيق، و يك صد هزار حج و عمره و يك صد هزار مجاهد و مبارز در راه خدا در نامه عمل او بنويسد، و او را در زمره ما محشور فرمايد، و در بهشت او را رفيق ما در درجات بلند قرار دهد عيون أخبار الرضا عليه السلام    جلد‏2   صفحه 256

 حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع مَا تَقُولُ لِمَنْ زَارَ أَبَاكَ قَالَ الْجَنَّةُ وَ اللَّه‏

 علىّ بن اسباط روايت كرد كه گفت: از ابو جعفر امام جواد عليه السّلام پرسيدم:

 چه ثوابى براى كسى است كه پدرتان را در خراسان زيارت كند؟

 فرمود: بخدا سوگند بهشت، بخدا سوگند بهشت       عيون أخبار الرضا عليه السلام    جلد‏2   صفحه 257

 عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَنْ زَارَ قَبْرَ وَلَدِي كَانَ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ كَسَبْعِينَ‏حَجَّةً مَبْرُورَةً قَالَ قُلْتُ سَبْعِينَ حَجَّةً قَالَ نَعَمْ وَ سَبْعِمِائَةِ حَجَّةٍ قُلْتُ وَ سَبْعِمِائَةِ حَجَّةٍ قَالَ نَعَمْ وَ سَبْعِينَ أَلْفَ حَجَّةٍ قُلْتُ وَ سَبْعِينَ أَلْفَ حَجَّةٍ قَالَ رُبَّ حَجَّةٍ لَا تُقْبَلُ مَنْ زَارَهُ وَ بَاتَ عِنْدَهُ لَيْلَةً كَانَ كَمَنْ زَارَ اللَّهَ فِي عَرْشِهِ قُلْتُ كَمَنْ زَارَ اللَّهَ فِي عَرْشِه‏ ...

 سليمان بن حمص گفت : از موسى بن جعفر عليه السلام شنيدم كه مى فرمود: هر كسى قبر فرزندم على را زيارت كند خداوند ثوابى معادل هفتاد حج مقبول به او عطا مى فرمايد.

 با تعجب گفتم : هفتاد حج مقبول ؟! فرمود: بلكه  هفتاد هزار حج .

 باز با تعجب گفتم : هفتاد حج مقبول ؟!

 فرمود: آرى . هفتاد هزار حج مقبول. بار ديگر با تعجب پرسيدم .

 فرمود: بعضى از حجها در پيشگاه خدا مقبول نمى شود.

 هر كس فرزندم را زيارت كند يا شبى در كنار قبر او به سر برد، مانند كسى است كه خداوند را در عرش زيارت كند.  بحار الأنوار (ط - بيروت)، جلد ‏99، صفحه: 42

  

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

 فايل صوتي منبرك

 


برچسبك: امام رضا, ثواب زيارت امام رضا, امام رضا در كلام معصومين, روز زيارتي مخصوص امام رضا, ثواب عجيب زيارت امام رضا


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


مقام امام رضا عليه السلام

امام رضا

داستانك:

آيت الله بهجت مي فرمودند:

کسي(1) در رؤيا ديد که به حرم حضرت رضا (عليه السلام) مشرف شده است و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عيسي و حضرت مريم از آنجا وارد حرم شدند. تختي گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا (عليه السلام) را زيارت کردند.

روز بعد آن شخص در بيداري به حرم مشرف شد. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت است. حضرت عيسي و حضرت مريم از گنبد وارد حرم شدند و بر تختي نشستند و حضرت رضا (عليه السلام)  را زيارت کردند. زيارتنامه مي‌خواندند. همين زيارتنامه معمولي را مي‌خواندند! پس از خواندن زيارتنامه از همان بالاي گنبد برگشتند. دوباره وضع عادي شد و قيل و قال شروع شد. حال آيا حضرت رضا (عليه السلام) وفات کرده است؟

[كتاب كرامات امام رضا عليه السلام از زبان بزرگان جلد 2 صفحه77 ]

(1)  بعيد نيست آن شخص خود آيت الله بهجت باشند

 

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

 فايل صوتي منبرك

 


برچسبك: امام رضا, ثواب زيارت امام رضا, جايگاه امام رضا, مقام ائمه بالاتر است يا پيامبران, آيت الله بهجت


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


چشماني كه بينا شد

امام رضا

داستانك:

يكي از اطبّا اصفهان مي گفت:

من به هيچ ديني معتقد نبودم. به خدا ايمان نداشتم. با اين كه بچه مسلمان هم بودم ، يك روز به عمرم نماز نخوانده بودم، روزه نگرفته بودم. خارج آمدم و تحصيل كردم، دكترايم را گرفتم. به ايران برگشتم. مطب باز كردم و متخصّص چشم بودم.

 ازدواج كردم. خدا به من دختري داد، روز به روز كه اين دختر بزرگتر مي شد، علاقه من به او بيشتر مي شد،

 دختر به سنّ 6-7 سالگي رسيد، يك روز صبح آمدم صدايش كردم، از خواب بيدار شد، چشمهايش را هم باز كرد. ولي به من گفت: بابا، هيچ جا را نمي بينم، هر چه دستم را جلو چشمش تكان تكان دادم، ديدم نمي بيند. وحشت زده لباسهايم را پوشيدم. او را به مطب آوردم معاينه اش كردم، ديدم نابينا شده. صددرصد ، و بينايي اش را كاملاً از دست داده،

 تلفن كردم، بعضي ديگر از رفقاي همكارم آمدند؛ كميسيون كردند، گفتند: هيچ اميدي به او نيست.

از ايران به كشورهاي خارجي آمديم، همه جا جواب رد دادند. دوباره به ايران برگشتيم. ديگر نه غذا مي توانستيم بخوريم، نه خواب داشتيم، نه آسايش داشتيم، يك روز زنم آمد با اشك جاري، گفت فلاني، چند سالي است كه ما با هم زندگي مي كنيم، هنوز يك همچنين خواهشي از تو نكرده بودم. امروز مي خواهم يك خواهش از تو بكنم، كه به خاطر من انجام بدهي .

 گفتم: چه هست كه بگويي انجام بدهم؟ گفت: نه تو اعتقاد نداري. چكار كنم؟ گفت: انگليس، آمريكا، آلمان بردي خوب نشد، اطبّاي ايران جواب كردند. مي خواهم از تو يك خواهش كنم، مي دانم تو خدا را قبول نداري، دين و امام رضا (ع) را قبول نداري، ولي ما اصفهان هستيم و تا مشهد راهي نيست. همه جا بچّه يمان را برديم.بيا سه تا بليط بگيريم و سه تايي، براي سه شب مشهد برويم و برگرديم

 گفتم: اين حرف ها چيست؟ مزخرفات مي بافي. گفت: من كه گفتم: فقط به خاطر من اين كار انجام بده.

گفتم باشد. ولي من خودم نمي آيم. من به امام رضا (ع) و اين حرف ها اعتقاد ندارم. گفت :« بسيار خوب» شما داخل حرم نياييد. من را ببر دمِ درِ حرم، من به حرم مي روم. شما دو ساعت ديگر دنبالم بيا.

بليط گرفتم، براي سه شب آمديم مشهد، وارد شديم، در هتل اثاثيه را گذاشتيم. حرم آمديم. چشمم به گنبد علي بن موسي الرضا افتاد، برگشتم.

زن در حرم رفت. دو ساعت بعد برگشت. شب دوّم، شب سوّم گذشت، خبري نشد.

به زنم گفتم : ديدي گفتم اين ها همه اش كشك است. علي بن موسي الرضا (ع) يعني چه؟ حالا ديگر بيا برويم. امشب ديگر پروازمان هست، زن باز هم زد زير گريه. گفت: امشب كه شب سوّم هست، شب جمعه هست، من شب جمعه حرم امام رضا (ع) را ترك نمي كنم. برو بليطمان را تمديد كن. سه روز ديگر بيشتر بمانيم. بليط را تمديد كردم. شب جمعه هم گذشت، خبري نشد. روز جمعه هم گذشت خبري نشد. شنبه صبح بود زنم گفت: ما را حرم نمي بري؟ گفتم چرا مي برم. ساعت 8 ما را حرم برد. خودش رفت كه ساعت 10 دنبالمان بيايد، دم صحن قرار گذاشتيم.

 من رفتم و ساعت 10 آمدم دم قرار، ايستادم . دم صحن ديدم خبر نيست. ترسيدم « خدا» تا الآن تخلّف نكرده بودند. هر روز سر ساعت همين جا بودند. كجا رفتند؟ گم شدند؟

نگاه كردم در حرم تا آن لحظه حاضر نبودم از تعصّبي كه داشتم، داخل صحن را نگاه كنم. يك وقت ديدم حرم قيامت شده. مردم بر سرشان مي زنند. هر كسي هر كجا هست رو به حرم ايستاده، مي گويد: يا علي ابن موسي الرضا. خدا، چه خبر شده، چه شده، چه اتّفاقي افتاده؟ يك نفر آن نزديكي بود. صدا كردم. گفتم بيا جلو. نمي خواستم داخل حرم بروم. جلو آمد، گفتم: چه خبر است. حرم اين قدر قلقله است. گفت: مگر نمي داني امام رضا يك دختر بچه كور 6-7 ساله را شفا داده،  الآن روي دست مردم است.

 گفت: ديگر نفهميدم چه شد، گفتم: واي بر من، نكند دختر خودم باشد، داخل صحن دويدم، جمعيّت را شكافتم.

يك وقت ديدم دخترم روي دست مردم است، از آن دور من را ديد، مي گويد: بابا ديگر مي بينم.

گفت: جلو رفتم. دخترم را بغل كردم. دستم را جلوي چشمهايش حركت دادم ديدم چشم حركت مي كند. فهميدم بينا شده. دختر را رها كردم، داخل حرم دويدم، شبكه هاي ضريح را گرفتم. گفتم: آقا به خدا ديگر نوكرت هستم. اين قدر كريمي كه من به تو اعتقاد نداشتم، من را هم دست خالي برنگرداندي، به من هم عنايت كردي

[منبع: نوار گلچين مصيبت هاي مرحوم خبازيان]

 

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

 فايل صوتي منبرك

 


برچسبك: امام رضا, كرامت امام رضا, كرامات معصومين, شفاي چشم, شفايافتگان


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


سختي لحظه جان دادن

 قبر

داستانك:

روزی حضرت عزرائیل نزد موسی علیه‌السلام آمد، موسی علیه‌السلام پرسید: برای زیارتم آمده‌ای یا برای قبض روحم؟

عزرائیل: برای قبض روحت آمده‌ام...

حضرت موسي به عزرائیل گفت: جانم را از کدام عضو می‌گیری؟

عزرائیل: از دهانت.

موسی: آیا از دهانی که بی‌واسطه با خدا سخن گفته است جانم را می‌گیری؟

عزرائیل: از دستت.

موسی: آیا از دستی که الواح تورات را گرفته است؟

عزرائیل: از پایت.

موسی: آیا از پایی که من با آن به کوه طور برای مناجات با خدا رفته‌ام؟

عزرائیل نارنجی خوشبو به موسی علیه‌السلام داد، موسی علیه‌السلام آن را بو کرد و جان سپرد.

 فرشتگان به موسی علیه‌السلام گفتند: یا اهون الانبیاء موتا کیف وجدت الموت؛ ای کسی که در میان پیامبران، از همه راحت‌تر مردی، مرگ را چگونه یافتی؟»

موسی علیه‌السلام گفت: کشاة تسلخ و هی حیة؛ مرگ را مانند گوسفندی که زنده پوستش را بکنند، یافتم.

[منبع: مناهج‌ الشارعین؛ علامه میرداماد ، صفحه 590. و  الكشف و البيان عن تفسير القرآن، جلد ‏4، صفحه : 47 [بااندكي تفاوت]]

يكي از عواملي كه باعث مدارا كردن عزرائيل با انسان در وقت مرگ مي شود ؛ نماز يكشنبه ذي القعده است

 

 

 

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

 فايل صوتي منبرك

 


برچسبك: قبر, مرگ, سختي جان دادن, جان دادن حضرت موسي, قبض روح حضرت موسي


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای اخلاقی | لينک ثابت


قناعت

قناعت 

قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِي قَالَ ... انْظُرْ إِلَى مَنْ هُوَ تَحْتَكَ وَ لَا تَنْظُرْ إِلَى مَنْ هُوَ فَوْقَك‏

به پيامبر عرضه كردم  مرا نصيحت كنيد؛ فرمود : [در امور مادي] به پايين دست خود نگاه كن ، نه به بالا دست

[إرشاد القلوب إلى الصواب    جلد‏1   صفحه 140]

نگاه به پايين دست براي انسان ،قناعت به ارمغان مي آورد و باعث شكر مي شود

داستانك:

سعدي در كتاب گلستان خود مي گويد:

هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان درهم نکشیده مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعت پای پوشی نداشتم

به جامع کوفه در آمدم دلتنگ. یکی را دیدم که پای نداشت سپاس نعمت حق به جای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم

[گلستان؛ باب سوم در فضیلت قناعت؛ حكايت 18]

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

 فايل صوتي منبرك

 


برچسبك: قناعت, شكر, نصايح پيامبر, دستورات اخلاقي, نصايح پيامبر به ابوذر


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز شنبه بیست و دوم شهریور 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


بهترين مخلوق

تكبر

اين داستان بي شباهت و بي ارتباط با داستان قبل نيست

داستانك :

در كتاب اسرار التوحيد مطلبي به شرح زير آمده كه قابل تامل وشنيدني است:

 وحی آمد به موسی علیه السلام که بنی اسرائیل را بگوی که بهترین کس را اختیار کند.

صد نفر را انتخاب کردند.

وحی آمد که از این صد نفر بهترین اختیار کند، ده نفر اختیار کردند.

وحی آمد که از این ده نفر، سه نفر اختیار کنید. سه نفراختیار کردند.

وحی آمد که از این سه کس، بهترین اختیار کنید. یکی اختیار کردند.

وحی آمد که این یگانه را بگویید تا بدترین, بنی اسرائیل را بیاورد. او چهار روز مهلت خواست و گرد, عالم  گشت که کسی طلب کند. روز چهارم به روستايي رسيد. مردی را دید که به فساد و ناشایستگی معروف بود، و انواع فسق و فجور در او موجود بود، چنان که انگشت نمای گشته بود.                          

خواست که او را ببرد، اندیشه ای به دلش درآمد كه از كجا معلوم من از او بدتر نباشم و به این که مرا مردم انتخاب کردند که بهترین خلقم، نبايد مغرور شوم .

چون هرچه کنم به گمان خواهد بود ، این گمان در حق خویش برم بهتر است

دستار در گردن, خویش انداخت و به نزد, موسی آمد و گفت هر چند نگاه کردم هیچ کس را بدتر از خود ندیدم. وحی آمد : اي موسي ؛ اين مرد بهترین ایشان است نه به آن که طاعت, او بیش است بلکه به آن که خویشتن را بدترین دانست.

[اسرار التوحید محمد بن منور. صفحه  142]

 

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

 


برچسبك: بدترين اخلاق, كبر, تكبر, غرور, حضرت موسي


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز پنجشنبه بیستم شهریور 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


منبركهاي قديمي‌تر