X
تبلیغات
˙•▪● منبرک ●▪•˙
دركنار هر مطلبي كه فايل دريافت صوت موجود است ، پخش آنلاين نيز وجود دارد؛ درصورت عدم مشاهده پخش آنلاين، جهت نصب نرم افزار فلش، اينجا را كليك نماييد

اعتراض به مناظره

در روز 20 فروردين " روز انرژي هسته اي " مناظره اي در دانشگاه فردوسي مشهد "؛ برگزار شد . كه بسيار قابل تامل بود

در اين مناظره صادق زيبا كلام تمام مباني انقلاب و اسلام را زير سوال برد و مورد حمايت و تشويق برخي از دانشجو نماها قرار گرفت

امام جماعت دانشگاه فردوسي ، شب گذشته [24/1/93] در بين نماز مغرب و عشا ؛ در جمع پر شور نمازگزاران (اعم از دانشجويان ، اساتيد و مسئولين) به اين مناظره ,واكنش نشان داد


فايل تصويري                         فايل صوتي مناظره از سايت زيبا كلام










                   
                                                                         


برچسبك: اعتراض به مناظره, اعتراض به زيبا كلام, اعتراض در دانشگاه فردوسي, مناظره دانشگاه فردوسي, صادق زيبا كلام


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای سیاسی | لينک ثابت


دستورالعملي عجيب

داستانك:
یکی از بازاریان  که از شاگردان مرحوم شاه آبادی [استاد اخلاق و عرفان امام خميني] بود، نقل می کرد که ایشان، یک شب در یکی از سخنرانی هایشان، با ناراحتی اظهار داشتند
:

" چرا افرادی که در اطراف ایشان هستند، حرکتی از خود در جنبه های معنوی نشان نمی دهند؟

می فرمودند :آخر، مگر شماها نمی خواهید آدم شوید؟ اگر نمی خواهید من این قدر به زحمت نیفتم"

همین فرد می گوید:

بعد از منبر، ما چند نفر خدمت ایشان رفتیم و گفتیم که آقا ما می خواهیم آدم بشویم. چه کنیم؟

ایشان فرمودند: من به شما سه دستور می دهم، عمل کنید، و اگر نتیجه دیدید، آن وقت بیایید تا برنامه را ادامه دهیم.

سه دستور ایشان چنین بود:

1.  مقید باشید نماز را در اول وقتش اقامه کنید. هر کجا باشید و دیدید صدای اذان بلند شد، دست از کارتان بکشید و نماز را اقامه کنید و حتی المقدور هم سعی کنید به جماعت خوانده شود.

2.  در کاسبی تان انصاف به خرج دهید، و واقعا" اقل منفعتی را که می توانید، همان را در نظر بگیرید . در معاملات، چشم هایتان را ببندید و بین دوست و آشنا و غریبه و شهری و غیر شهری فرق نگذارید. همان اقل منفعت در نظرتان باشد.

 3. از نظر خمس ، گر چه می توانید برای ادای آن تا سال صبر کنید و امام معصوم علیه السلام به شما مهلت داده اند، اما شما ماه به ماه حق و حقوق الهی را ادا کنید.

همین فرد می افزاید: من دستورات ایشان را که از ماه رجب شنیده بودم، اجرا کردم تا به ماه رمضان رسید. قبل از ماه رمضان در بازار پاچنار می آمدم که، صدای اذان بلند شد. خود را به مسجد نایب رساندم و پشت سر مرحوم حجت الاسلام سید عباس آیت الله زاده مشغول نماز شدم.

در نماز دیدم که ایشان گاهی تشریف دارند و گاهی ندارند. در قرائت نیستند ولی در سجده و رکوع هستند. پس از نماز به ایشان عرض کردم: شما در حال نماز کجا تشریف داشتید؟ نبودید.

ایشان متحیر شد. تعجب کرد و فرمود که معذرت می خواهم. من از مسجد و منزل ناراحت شدم، لذا در نماز، گاهی می رفتم دنبال آن اوقات تلخی و بعد از مدتی، متوجه می شدم و بر می گشتم.

این اولین مشاهده ی من بود که در اثر دستورات آیه الله شاه آبادی برایم حاصل شده بود. در اثر دو ماه و نیم التزام من به این سه دستور، دید ما باز شد و برنامه را هم چنان ادامه دادم که مشاهدات بعدی من، دیگر قابل بیان نیست.  [آثار و بركات نماز اول وقت صفحه 70]









                   
                                                                         


برچسبك: نماز, نماز اول وقت, نماز جماعت, دستورالعمل خودسازي, خمس


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای اخلاقی | لينک ثابت


داستاني شگفت از حق الناس

داستانك :

عالم زاهد "سيّد هاشم بحرانى"  رضوان اللّه تعالى عليه نقل فرمودند:

در نجف اشرف ، عطارى بود كه همه روزه پس از نماز ظهر در دكانش ‍ مردم را موعظه مى نمود، و هيچ وقت دكانش خالى از جمعيّت نبود.

يك نفر از شاهزادگان هند كه مقيم نجف اشرف شده بود، برايش ‍ مسافرتى پيش آمد، پس جعبه اى كه در آن گوهرهايى نفيس و جواهرات پربها بود نزد آن عطار امانت گذاشت و رفت

پس از مراجعت آن امانت را مطالبه كرد، عطار منكر امانت شد، هندى در كار خود بيچاره و حيران ماند، و پناهنده به قبر مطهّر حضرت امير المؤ منين (ع ) شد، و گفت : يا على من براى اقامت نزد قبر شما ترك وطن و آسايش نموده و تمام دارائيم را نزد فلان عطار گذاردم و حالا منكر شده و جز آن مال ديگرى ندارم ، و شاهدى هم براى اثبات آن ندارم، و غير از حضرتت كسى نيست كه به داد من برسد.

شب در عالم خواب آن حضرت به او فرمود: هنگاميكه دروازه شهر باز مى شود، بيرون برو و اول كسى را كه ديدى امانت را از او مطالبه كن او به تو مى رساند.

چون بيدار شد و از شهر خارج گرديد، اول كسى را كه ديد، پير مرد عابد و زاهدى بود كه پشته اى هيزم بر دوش داشت و مى خواست ، آن را براى مصرف اهل و عيالش بفروشد.

پس حيا كرد از او چيزى بخواهد و به حرم مطهر برگشت ، شب ديگر در خواب مانند شب گذشته به او فرمودند: و فردا همان شخص را ديد و چيزى نگفت

شب سوم همان را كه شبهاى پيش فرموده بودند، به او فرمودند، و روز سوم آن مرد شريف را ديد و حالات خود را برايش گفت : و مطالبه امانت را از او كرد.

آن بزرگوار ساعتى فكر نمود و فرمود: فردا بعد از ظهر در دكان عطار بيا تا امانت را به تو برسانم ، فردا هنگام اجتماع خلق در دكان عطار، آن مرد عابد فرمود: امروز موعظه كردن را به من واگذار، قبول كرد.

پس فرمود: اى مردم من فلان پسر فلان هستم و من از حق النّاس ‍ سخت در هراسم و به توفيق الهى دوستى مال دنيا در دلم نيست و اهل قناعت و عزلت هستم و با اين وصف پيش آمد ناگوارى برايم واقع شده كه مى خواهم امروز شما را به آن باخبر كنم و شما را از سختى عذاب الهى و سوزش آتش جهنّم و بعضى از گزارشات روز جزاء و قيامت  را به شما برسانم

بدانيد كه : من روزى محتاج به قرض گرفتن شدم ، از يك نفر يهودى ده قِران گرفتم و شرط كردم كه در مدّت بيست روز به او بازگردانم ، يعنى روزى نيم قِران به او برسانم

پس تا ده روز نصف طلب را به او رساندم و بعد او را نديدم ، احوالش ‍ را پرسيدم ؟

گفتند: به بغداد رفته ، پس از چند شبى در خواب ديدم ، گويا قيامت برپا شده كه مرا و مردم را براى موقف حساب احضار كرده اند.

من به فضل الهى از آن موقف خلاص شده و جزء بهشتيان ، رو به بهشت حركت كردم ، چون به صراط رسيدم ،  صداى نعره جهنّم را شنيدم ، پس آن مرد طلبكار يهودى را ديدم كه مانند، شعله آتشى از جهنّم بيرون آمد و راه را بر من بست و گفت : پنج قِرآن طلبم را بده و برو.

هرچه گريه و زارى كردم و گفتم : من در مقام جستجو از تو بودم و تو را نديدم كه طلبت را بدهم . گفت : نمى گذارم ، رد شوى ، تا طلب مرا ندهى

گفتم : اينجا چيزى ندارم ، گفت : پس بگذار تا يك انگشت خودم را بر بدنت بگذارم ، پذيرفتم . چنان انگشتش را به سينه ام گذاشت كه از سوزش آن به جزع افتاده و بيدار شدم

ديدم جاى انگشتش بر سينه ام زخم است و تا بحال مجروح است و هرچه مداوا كردم فائده نبخشيد.

سپس سينه خود را گشود و نشان مردم داد، وقتى كه مردم اين منظره را ديدند، صداها به گريه و ناله بلند كردند و عطار هم سخت از عذاب روز قيامت در هراس شد، آن شخص هندى را به خانه خود برد و امانت را به او داد و معذرت خواست . [زبدة القصص جلد 1 صفحه 172]








                   
                                                                         


برچسبك: حق الناس, طلبكار, داستان حق الناس, عاقبت حق الناس, داستاني شگفت از حق الناس


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای اخلاقی | لينک ثابت


داستاني خواندني از حرص و طمع

 ذَرْنىِ وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا-وَ جَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا - وَ بَنِينَ شهُُودًا - وَ مَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا - ثمُ‏َّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ

مرا با كسى كه او را خود به تنهايى آفريده‏ ام واگذار! - همان كسى كه براى او مال گسترده‏اى قرار دادم - و فرزندانى كه همواره نزد او (و در خدمت او) هستند، - و وسايل زندگى را از هر نظر براى وى فراهم ساختم!  - باز هم طمع دارد كه بر او بيفزايم!  (سوره مدثر – آيه ي 11 تا 15)

داستانك :

روزی پادشاهی بود در یک کشور ثروتمند و بزرگ اما پادشاه خوشحال نبود. روزی که از آشپزخانه دربار می گذشت دید که آشپز خوشحال و خندان است از او در مورد علت شادیش پرسید او گفت: چرا خوشحال نباشم خانه دارم زنی خوب دارم و از فرزندانم هم راضی ام چرا خوشحال نباشم .

پادشاه موضوع را به وزیر گفت و علت را از او جویا شد. وزیر گفت چون او وارد گروه 99 نشده است.

پادشاه به وزیر گفت گروه 99 چیست؟ گفت گروه 99 سکه. پس قرار شد که 99 سکه در کیسه ای در کنار خانه آشپز بگذارند. آشپز کیسه را برداشت و با دیدن سکه ها خوشحال شده آنرا شمرد 99 تا بود دوباره شمرد باز هم 99 سکه خیلی ناراحت شد سروصدا براه انداخت تا آن سکه دیگر را پیدا کند ولی خبری نبود.

از فردا تصمیم گرفت تا بیشتر کارکند تا آن سکه باقیمانده را بدست آورد شب ها تا دیر وقت کار می کرد و خسته به خانه می آمد و صبح بخاطر اینکه دیر از خواب بیدار شده بود با همه دعوا می کرد.

وزیر به پادشاه گفت: آری حال او هم وارد گروه 99 شده. افرادی که پول به اندازه کافی دارند اما بخاطر حرص و طمع به خود و زندگیشان سخت می گیرند.

 اين داستان مانند انسانهايي است كه چند ماه پيش يك سكه خريده بودند و حالا كه سكه گران شده مي گويند ؛ كاش دوتا خريده بوديم . و آنكه 2 تا خريده مي گويد كاش 3 تا ...


  
                                                                         


برچسبك: حرص, طمع, داستان حرص و طمع, قناعت, گران شدن سكه و دلار


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای قرآنی | لينک ثابت


نقش وراثت در فرزند

(به بهانه رحلت حضرت ام البنین)

در داستان ازدواج حضرت علی علیه السلام با حضرت ام البنین آمده است که : امام به برادرشان عقیل فرمودند: برایم زنی انتخاب کن که از او فرزاندانی دلیر به دنیا آید

از این جریان پی به وراثت در تولد  می بریم . جوانان عزيز و بزرگوار بايد تمام دقت خود را در انتخاب همسر مناسب به كار برند

پيامبر اكرم  صلی الله علیه و آله در اين رابطه مي فرمايند:

أنظر في أيّ نصاب تضع ولدك فإنّ العرق دساس.

ببينيد نطفه خودتان رادرچه محلي مستقرميكنيد چراكه اصل وريشه تاثيرگذار است    [نهج الفصاحة ‏ صفحه 266]

و نيز مي فرمايند:

تخيّروا لنطفكم فإنّ النّساء يلدن أشباه إخوانهنّ و أخواتهنّ.

براي نطفه‏ هاي خود،جاي مناسب انتخاب كنيد زيرا زنان نظير برادران و خواهران خود فرزند مى‏آورند. [نهج الفصاحة ‏ صفحه 381]

امام صادق عليه السّلام فرمود:

فرزند نيز بر پدر سه حق لازم دارد.

1.       مادر خوب برایش انتخاب کند

2.       نام خوبي برايش انتخاب كند

3.       سعي درتاديب او بنمايد    [تمام روايات دركتاب حكمتنامه كودك؛ آیت الله ری شهری ؛صفحه 39]









برچسبك: تربيت فرزند در اسلام, ملاك ازدواج در اسلام, ازدواج, حق فرزند بر والدين, وفات حضرت ام البنين


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز شنبه بیست و سوم فروردین 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


عملي مجرب براي رفع فقر

داستانك:

شخصي از  آيت الله بهجت سوال مي كند ، كه " براي رفع تنگدستي، چه عملي مفيد است؟"

آيت الله بهجت در پاسخ ، اين داستان را نقل مي فرمايند:

 از آقا سید عبدالهادی شیرازی-رحمه الله- که ماشاءالله، واقعاً عالم حسابی بود، نقل کرده اند که در کوچکی بعد از فوت پدرم(میرزای بزرگ) تکفّل خانواده به عهده ی من بود.

میگوید: شبي پدرم ؛ ميرزاي شيرازي را در خواب دیدم. از من پرسیدند: آقا سید عبدالهادی، حال شما چطور است؟ میگوید در جواب گفتم: خوب نیست.

 فرمود: به بچه ها و اهل خانه سفارش کنید که نماز اول وقت بخوانند، تنگدستی شما رفع میشود.

[ پاسخ هاي آيت الله بهجت به رازهاي دين ؛ صفحه 35]



برچسبك: نماز, نماز اول وقت, كرامات علما, نماز اول وقت در سيره بزرگاه, آيت الله بهجت


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای اخلاقی | لينک ثابت


بالاخره آمريكا كِي از ما راضي مي شود؟

(به بهانه 20 فروردين ، روز ملي انرژي هسته اي)

سوال: بالاخره آمريكا و اروپا كِي از ما راضي مي شوند؟آيا اگر ما تمام دستاوردهاي هسته اي يمان را به آمريكا تقديم كنيم ؛ آخر از ما راضي خواهد شد ؟ و اگر راضي نمي شود تكليف ما چيست؟

پاسخ ما را قرآن در 2 آيه ي 120 مي دهد، يعني 120 سوره بقره و 120 آل عمران

وَ لَن تَرْضىَ‏ عَنكَ الْيهَودُ وَ لَا النَّصَارَى‏ حَتىَ‏ تَتَّبِعَ مِلَّتهَمْ ...  [بقره 120]

هرگز يهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد، (تا به طور كامل، تسليم خواسته‏هاى آنها شوى، و) از آيين آنان، پيروى كنى.

إِن تمَسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِن تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُواْ بِهَا  وَ إِن تَصْبرِواْ وَ تَتَّقُواْ لَا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْا  إِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ محُيطٌ  [آل عمران  120]

اگر نيكى به شما برسد، آنها را ناراحت مى‏كند و اگر حادثه ناگوارى براى شما رخ دهد، خوشحال مى‏شوند. (امّا) اگر (در برابرشان) استقامت و پرهيزگارى پيشه كنيد، نقشه‏هاى (خائنانه) آنان، به شما زيانى نمى‏رساند خداوند به آنچه انجام مى‏دهند، احاطه دارد

پس روشن است كه "هسته اي بهانه است " و دشمن تا دين و گفتمان ما را نگيرد، راضي نمي شود و وظيفه ي ما هم استقامت است . پس در يك جمله " استقامت رمز پيروزيست"

داستانك : (آيا دشمن راضي مي شود؟)

وقتى پيامبر اسلام به مدينه آمدند، روزى ابن صوريا (يكى از علماى يهود) با جمعى از يهوديان فدك، نزد پيامبر آمده و سؤالاتى كردند. حضرت همه‏ ى سؤالات آنها را جواب داده و هر نشانه ‏اى كه خواستند بيان كردند.

ابن صوريا گفت: يك سؤال باقى مانده كه اگر آن را صحيح جواب دهى به تو ايمان مى‏آوريم و از تو پيروى خواهيم كرد، نام آن فرشته‏اى كه بر تو نازل مى‏شود چيست؟ حضرت فرمودند: جبرئيل.

 آنها گفتند: اگر ميكائيل بود ما به تو ايمان مى‏آورديم ...          [تفسير نور، جلد‏1، صفحه: 166]








                   
                                                                         


برچسبك: چگونه دشمن راضي مي شود, دشمن شناسي در قرآن, تعليق هسته اي در قرآن, صلح در قرآن, آيات دشمن شناسي


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز چهارشنبه بیستم فروردین 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای قرآنی | لينک ثابت


چند فايده ي پرداخت خمس

سَهْلٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْمُثَنَّى قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ زَيْدٍ الطَّبَرِيُّ قَالَ كَتَبَ رَجُلٌ مِنْ تُجَّارِ فَارِسَ مِنْ بَعْضِ مَوَالِي أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع يَسْأَلُهُ الْإِذْنَ فِي الْخُمُسِ فَكَتَبَ إِلَيْهِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ* إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ كَرِيمٌ ضَمِنَ عَلَى الْعَمَلِ الثَّوَابَ- وَ عَلَى الضِّيقِ الْهَمَّ- لَا يَحِلُّ مَالٌ إِلَّا مِنْ وَجْهٍ أَحَلَّهُ اللَّهُ وَ إِنَّ الْخُمُسَ عَوْنُنَا عَلَى دِينِنَا وَ عَلَى عِيَالاتِنَا وَ عَلَى مَوَالِينَا وَ مَا نَبْذُلُهُ وَ نَشْتَرِي مِنْ أَعْرَاضِنَا مِمَّنْ نَخَافُ سَطْوَتَهُ فَلَا تَزْوُوهُ عَنَّا وَ لَا تَحْرِمُوا أَنْفُسَكُمْ دُعَاءَنَا مَا قَدَرْتُمْ عَلَيْهِ فَإِنَّ إِخْرَاجَهُ مِفْتَاحُ رِزْقِكُمْ وَ تَمْحِيصُ ذُنُوبِكُمْ وَ مَا تَمْهَدُونَ لِأَنْفُسِكُمْ لِيَوْمِ فَاقَتِكُمْ وَ الْمُسْلِمُ مَنْ يَفِي لِلَّهِ بِمَا عَهِدَ إِلَيْهِ وَ لَيْسَ الْمُسْلِمُ مَنْ أَجَابَ بِاللِّسَانِ وَ خَالَفَ بِالْقَلْبِ وَ السَّلَام‏

 محمد بن زيد طبرى گويد: مردى از بازرگانان فارس كه از پيروان امام رضا (عليه السلام) بود، به آن حضرت نامه‏اى نوشت و در باره خمس، اجازه خواست، در پاسخ او نوشت كه:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ به راستى خدا واسع است و كريم، بر هر كارى ضامن ثواب است و بر تنگ نظرى غم و اندوه، هيچ مالى حلال نيست مگر از راهى كه خدايش حلال كرده است و به راستى، خمس كمك ما است بر دين ما و بر عيالات ما و بر دوستان ما و وسيله بذل و بخشش ما است و حفظ آبروى ما از كسى كه از او بيم داريم، آن را از ما دريغ نداريد و خود را از دعاى ما محروم‏ نسازيد تا آنجا كه مى‏توانيد، زيرا پرداخت خمس، كليد روزى شما است و مايه پاك شدن گناهان شما و ذخيره‏اى است كه براى روز بى‏نوائى خود پس انداز كنيد،

مسلمان كسى است كه براى خدا بدان چه او را عهده ‏دار كرده وفا كند و بر عهده خود بپايد، مسلمان نيست كسى كه به زبان پذيرا است و به دل مخالف است، و السلام‏

منبع : اصول كافى-ترجمه كمره‏اى    جلد ‏3   صفحه 633   

پس به فرموده امام رضا عليه السلام خمس براي خود انسان 4 فايده دارد

1. باعث دعاي امام براي انسان مي شود

2. با پرداخت خمس ؛ روزي انسان تضمين مي شود

3. باعث پاك شدن گناهان است

4. ذخيره براي قيامت است









                   
                                                                         


برچسبك: خمس در كلام معصومين, فوايد خمس, خمس در اسلام, خمس, عقوبت خمس ندادن


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز دوشنبه هجدهم فروردین 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


از غصب فدك تا غصب خمس

حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْخُزَاعِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَلِيِّ بْنُ أَبِي الْحُسَيْنِ الْأَسَدِيُّ عَنْ أَبِيهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ وَرَدَ عَلَيَّ تَوْقِيعٌ مِنَ الشَّيْخِ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ الْعَمْرِيِّ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ ابْتِدَاءً لَمْ يَتَقَدَّمْهُ سُؤَالٌ

بسم الله الرحمن الرحيم لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ عَلَى مَنِ اسْتَحَلَّ مِنْ مَالِنَا دِرْهَما

حضرت مهدي (روحي و ارواح العالمين) در نامه اي مي نويسند :

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم ،بر كسى كه يك درهم از مال ما [خمس] را بر خود حلال شمارد

منبع :كمال الدين و تمام النعمة- جلد ‏2   صفحه  522  و  وسائل الشيعه جلد 9 صفحه 541

گاهى وقتها برخى شعار مى‏دهند؟ ولى در عمل جور ديگر عمل مي كنند

به عنوان مثال:

چقدر تا حالا ما گريه كرده‏ ايم كه: حق حضرت زهرا را ندادند؟ فدك را به زهرا ندادند.

اين آقايى كه چند ليتر تا حالا گريه كرده كه چرا حق حضرت زهرا را ندادند، خودش هم خمس‏ نمى‏دهد! چه فرقى مى‏كند كه حق زهرا را ندهيم يا حق فرزند زهرا را ندهيم؟

خمس مال امام زمان است. كه توسط مرجع تقليد خرج محرومين مى‏شود، يا خرج هر چه مصلحت است بشود. آن آقايى كه گريه مى‏كند براى حضرت زهرا و حق زهرا را نمى‏دهد معلوم نيست كه اگر در زمان حضرت زهرا زندگى مى‏كرد وضعش چگونه بود! چون افرادى حق زهرا را ندارند اين آقا هم حق فرزند زهرا را نداد.

اگر كسى به يك معصوم تير اندازى كرد ، به معصوم ديگر هم تير اندازى مي كند.









                   
                                                                         


برچسبك: غصب فدك, فوايد خمس, خمس در اسلام, خمس, عقوبت خمس ندادن


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز یکشنبه هفدهم فروردین 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


واي به حال اين 2 گروه ؛ واي به حالشان

قال رسول الله صلي الله عليه و آله:

أَنَّ فِي جَهَنَّمَ وَادِياً يَسْتَغِيثُ مِنْهُ أَهْلُ النَّارِ كُلَّ يَوْمٍ سَبْعِينَ أَلْفَ مَرَّةٍ وَ فِي ذَلِكَ الْوَادِي بَيْتٌ مِنَ النَّارِ وَ فِي ذَلِكَ الْبَيْتِ جُبٌّ مِنَ النَّارِ وَ فِي ذَلِكَ الْجُبِّ تَابُوتٌ مِنَ النَّارِ وَ فِي ذَلِكَ التَّابُوتِ حَيَّةٌ لَهَا أَلْفُ نَابٍ كُلُّ نَابٍ أَلْفُ ذِرَاعٍ قَالَ أَنَسٌ قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ لِمَنْ يَكُونُ هَذَا الْعَذَابُ قَالَ لِشَارِبِ الْخَمْرِ مِنْ أَهْلِ الْقُرْآنِ وَ تَارِكِ الصَّلَاة


پيامبر مكرم اسلام صلي الله عليه و آله فرمودند:

 در دوزخ يك وادى هست كه اهل آن روزى هفتاد هزار بار از آن استغاثه مىكنند و در آن وادى خانهاى است، از آتش و در آن چاهى است از آتش و در آن چاه تابوتى است از آتش و در آن مارى است كه هزار دندان دارد و طول هر دندانش هزار ذراع است،

انس گفت: از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم پرسيدم: اين عذاب براى كيست؟

فرمود: براى شرابخوار مسلمان و تارك نماز.

[منبع: إرشاد القلوب إلى الصواب ؛جلد ‏1   صفحه 173    الباب الحادي و الخمسون في أخبار عن النبي ص و الأئمة الأطهار ]









                   
                                                                         


برچسبك: نماز, تارك نماز, عقوبت تارك نماز, شراب, بزرگترين گناه


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز دوشنبه یازدهم فروردین 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


منبركهاي قديمي‌تر