راهنماي نصب فلش؛ جهت پخش آنلاين صوت منبرك

اسلایدر

تكيه به غير خدا!!!

 

معمولا انسانها در دنيا به هر چه غير خدا تكيه كنند از همانجا ضربه مي خورند

مثلا كسي كه به مالش تكيه كرده ؛ از همان مال ، ضربه مي خورد

كسي كه به قدرتش ، شهرتش ، جمالش ، خانه اش و ... دل خوش كرده ؛ از همان لطمه مي خورد

مانند فرعون كه افتخارش اين بود كه رود نيل از آن اوست [َ وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْرى مِنْ تَحْتى‏] و در همان رود هم غرق شد

ما بايد فقط و فقط به خدا توكل كنيم و فقط و فقط به او تكيه داشته باشيم [ وَ مَن يَتَوَكَّل عَلَي الله، فَهُو حَسبُه]

داستانك:

هنگامي كه برادران ، در حال انداختن يوسف در چاه بودند؛ ناگهان يوسف شروع به خنديدن كرد، برادران سخت در تعجب فرو رفتند كه اين چه جاى خنده است، گويى برادر، مساله را به شوخى گرفته است، بى‏خبر از اينكه تيره روزى در انتظار او است، اما او پرده از راز اين خنده برداشت و درس بزرگى به همه آموخت و گفت:

" فراموش نمى‏كنم روزى به شما برادران نيرومند با آن بازوان قوى  و قدرت فوق العاده جسمانى نظر افكندم و خوشحال شدم، با خود گفتم كسى كه اينهمه يار و ياور نيرومند دارد چه غمى از حوادث سخت خواهد داشت آن روز بر شما تكيه كردم و به بازوان شما دل بستم، اكنون در چنگال شما گرفتارم و از شما به شما پناه مى‏برم، و به من پناه نمى‏دهيد، خدا شما را بر من مسلط ساخت تا اين درس را بياموزم كه به غير او- حتى به برادران- تكيه نكنم." [تفسير نمونه، ج‏9، ص: 342]

 


برچسبك: داستان زيبا, داستان توكل, توكل, اميد به خدا, داستان يوسف


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای قرآنی | لينک ثابت


لقمه حرام

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «اَلجَنَّةُ مُحَرَّمَةٌ عَلى جَسَدٍ غَذَي بِالحَرَامِ».«بهشت حرام است بر بدنی که از غذای حرام تغذیه نماید»  [إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج‏1، ص: 69]

و نيز مي فرمايند: «تَرْكُ لُقْمَةِ حَرَامٍ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنْ صَلَاةِ أَلْفَيْ رَكْعَةٍ تَطَوُّعا». یعنی: «ترک کردن یک لقمه حرام در نزد خدا بهتر است از دو هزار رکعت نماز مستحبی»  [بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏90، ص: 373]

و از امیرالمؤمنین علیه السلام منقول است: «لَيسَ مِن شِيعَتِي مَن أَكَلَ مَالَ المُؤمِنِ حَراماً». یعنی: «از شیعیان من نیست کسی که مال مؤمنی را به حرام بخورد»  [إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج‏1، ص: 69]

داستانك:

شريك بن عبد اللَّه نخعى، از فقهاى معروف قرن دوم هجرى، به علم و تقوا معروف بود.

مهدى بن منصور، خليفه عباسى، علاقه فراوان داشت كه منصب «قضا» را به او واگذار كند، ولى شريك بن عبداللَّه براى آنكه خود را از دستگاه ظلم دور نگاه دارد زير اين بار نمى‏رفت. و نيز خليفه علاقه‏مند بود كه «شريك» را معلم خصوصى فرزندان خود قرار دهد تا به آنها علم حديث بياموزد.

شريك اين كار را نيز قبول نمى‏كرد و به همان زندگى آزاد و فقيرانه‏اى كه داشت قانع بود.

روزى خليفه او را طلبيد و به او گفت: «بايد امروز يكى از اين سه كار را قبول كنى: يا عهده‏ دار منصب «قضا» بشوى، يا كار تعليم و تربيت فرزندان مرا قبول كنى، يا آنكه همين امروز ناهار با ما باشى و بر سر سفره ما بنشينى.».

شريك با خود فكرى كرد و گفت: حالا كه اجبار و اضطرار است، البته از اين سه كار، سومى بر من آسانتر است.

خليفه ضمنا به مدير مطبخ دستور داد كه امروز لذيذترين غذاها را براى شريك تهيه كن. غذاهاى رنگارنگ از مغز استخوانِ آميخته به نبات و عسل تهيه كردند و سر سفره آوردند.

شريك كه تا آن وقت همچو غذايى نخورده و نديده بود، با اشتهاى كامل خورد.

خوانسالار آهسته بيخ گوش خليفه گفت: «به خدا قسم كه ديگر اين مرد روى رستگارى نخواهد ديد.».

طولى نكشيد كه ديدند شريك، هم عهده‏ دار تعليم فرزندان خليفه شده و هم منصب «قضا» را قبول كرده و برايش از بيت المال مقررى نيز معين شد.

روزى با متصدى پرداخت حقوق حرفش شد. متصدى به او گفت: «تو كه گندم به ما نفروخته ‏اى كه اينقدر سماجت مى‏كنى؟».

شريك گفت: «چيزى از گندم بهتر به شما فروخته ‏ام، من دين خود را فروخته‏ ام.»

مجموعه‏ آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏18 (داستان و راستان)، ص: 255 به نقل از  مروج الذهب مسعودى، جلد 2، حالات مهدى عباسى.

 


برچسبك: لقمه حرام, عواقب حرام خوري, داستان حرام خوري, داستان عاقبت لقمه حرام, داستان لقمه حرام


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


مردگان از چه چيز افسوس مي خورند؟

يكي از نامهاي قيامت "يوم الحسرت" است  حال ما مي دانيم مردگان از چه چيز حسرت مي خورند ؟

وَ قَالَ ص مَا مِنْ لَيْلَةٍ إِلَّا وَ مَلَكُ الْمَوْتِ يُنَادِي يَا أَهْلَ الْقُبُورِ لِمَنْ تَغْبِطُونَ الْيَوْمَ وَ قَدْ عَايَنْتُمْ هَوْلَ الْمُطَّلِعِ فَيَقُولُ الْمَوْتَى إِنَّمَا نَغْبِطُ المؤمنون [الْمُؤْمِنِينَ فِي مَسَاجِدِهِمْ لِأَنَّهُمْ يُصَلُّونَ وَ لَا نُصَلِّي وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ لَا نُزَكِّي وَ يَصُومُونَ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ لَا نَصُومُ وَ يَتَصَدَّقُونَ بِمَا فَضَلَ عَنْ عِيَالِهِمْ وَ نَحْنُ لَا نَتَصَدَّ     [ إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1، ص: 53]

رسول خدا(صلي الله عليه و آله) فرمود: هیچ شب و روزی نیست مگر اینکه ملک الموت ندا سر می دهد و می گوید:ای اهل قبور ، امروز غبطه و حسرت چه کسانی را می خورید ، در حالیکه مرگ را معاینه کردید و از اسرار با خبر شدید.

در جواب ، مردگان می گویند:

ما غبطه ی مؤمنین را می خوریم که در مساجد هستند ،

زیرا آنان نماز می خوانند و ما نمی خوانیم

و آنها زکات می دهند و ما نمی دهیم ،

و آنها روزه می گیرند و ما نمی گیریم ،

و صدقه می دهند و ما نمی دهیم

و آنها ذکر خدا را می گویند و ما نمی گوئیم

پس واحسرتا بر آنچه از دست داده ایم در عالم دنیا.

 


برچسبك: يوم الحسرت, حسرت مردگان, بيشترين حسرت مردگان, نماز جماعت, اهميت نماز جماعت


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز چهارشنبه نوزدهم آذر 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای قرآنی | لينک ثابت


سوره اي براي خودسازي

 

در چند مطلب قبل نامه اي از علامه طباطبايي منتشر شد كه براي خودسازي، قرائت سوره حشر را سفارش كرده بودند و در اينجا ،به نامه ي حضرت امام به فرزندشان ، اشاره ميشود

بسم اللَّه الرحمن الرحيم‏

نامه‏اى است از پدرى پير فرسوده، كه عمر خود را به مشتى الفاظ و مفاهيم به پايان رسانده، و زندگى خويش را در لاك خويشتن تباه نموده، و اكنون نفس‏هاى آخرين را با تأسف از گذشته خود مى‏كشد، به فرزند جوانى كه فرصت دارد تا چون عباد اللَّه صالحين در فكر رهانيدن خود از تعلق به دنيا كه دام ابليس پليد است، باشد...

پسرم! سوره مباركه حشر را مطالعه كن كه گنجينه‏هايى از معارف و تربيت در آن است و ارزش دارد كه انسان يك عمر در آنها تفكر كند و از آنها به مدد الهى توشه‏ها بردارد، خصوصاً آيات اواخر آن از آنجا كه فرمايد: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ  تا آخر سوره...

صحيفه امام، جلد ‏18، صفحه  510

از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نقل شده كه فرمودند:

 هر كس سوره حشر را تلاوت كند، هيچ آفريده‏اى نمى‏ماند، از دوزخ گرفته تا عرش و كرسى و حجابها و آسمانهاى هفتگانه و زمينهاى هفت طبقه و هوا و باد و پرندگان و درختان و كوهها و آفتاب و ماه و فرشتگان مگر اينكه براى او طلب آمرزش كنند؛ و اگر در همان روز و يا شبى كه اين سوره را تلاوت كرده است بميرد، شهيد از دنيا رفته است

ثواب الاعمال و عقاب الاعمال -ترجمه انصارى، صفحه : 229

 

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات


برچسبك: سوره حشر, خواص سوره حشر, نامه امام به حاج احمد آقا, توصيه به سوره حشر, عرفا و سوره حشر


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز چهارشنبه پنجم آذر 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای قرآنی | لينک ثابت


ايرانيان ، سربازان اسلام

(به بهانه روز بسيج)

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ [مائده-54]

 

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، هر كه از شما از دينش بازگردد چه باك زودا كه خدا مردمى را بياورد كه دوستشان بدارد و دوستش بدارند. در برابر مؤمنان فروتنند و در برابر كافران سركش در راه خدا جهاد مى‏كنند و از ملامت هيچ ملامتگرى نمى‏هراسند. اين فضل خداست كه به هر كس كه خواهد ارزانى دارد، و خداوند بخشاينده و داناست.    

بعد از نزول اين آيه مردم باتعجب پرسيدند:

 اى رسول خدا اين قوم چه كسانى هستند كه اگر ما پشت به دين كنيم، خداى تعالى آنان را به جاى ما مى‏گذارد؟

 فضرب بيده على عاتق سلمان- فقال: هذا و ذووه،

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دست به شانه سلمان زد و فرمود: اين و قوم اين مرد است،

سپس فرمود: لو كان الدين معلقا بالثريا- لتناوله رجال من أبناء فارس.

به خدايى كه جانم به دست او است، اگر ايمان به خدا را در ثريا آويزان كرده باشند، بالأخره مردمى از فارس آن را به دست مى‏آورند

منبع: الميزان في تفسير القرآن ، جلد 5 ،  صفحه :388

به راستي ! آيا اين انسانهاي عظيم ، غير از جوانان ما خصوصا شهداي عزيز هستند؟!

حضرت امام خميني رحمه الله عليه در وصيتنامه خود مي فرمايند:

من با جرأت مدعى هستم كه ملت ايران و توده ميليونى آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله- صلى الله عليه و آله- و كوفه و عراق در عهد اميرالمؤمنين و حسين بن على- صلوات الله و سلامه عليهما- مى‏باشند. ... در صورتى كه [مردم ما ] نه در محضر مبارك رسول اكرم- صلى الله عليه و آله و سلم- هستند، و نه در محضر امام معصوم- صلوات الله عليه. ... و ما همه مفتخريم كه در چنين عصرى و در پيشگاه چنين ملتى مى‏باشيم

منبع: صحيفه امام ، جلد  ‏21، صفحه : 411

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات


برچسبك: ايران واسلام, ايران پرست, پيامبر و ايرانيان, ايران, ايراني


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز سه شنبه چهارم آذر 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


مذهبي ها به گوش؛ مراقب باشيم ، دين مردم را ندزديم

 

قال ابا عبدالله عليه السلام:

مَعَاشِرَ الشِّيعَةِ كُونُوا لَنَا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا عَلَيْنَا شَيْناً قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ احْفَظُوا

امام صادق عليه السلام مي فرمايند:

 اى جمعيت شيعه براى ما زينت باشيد ، و باعث ننگ ما نباشيد

منبع: بحار الأنوار ؛جلد ‏65 ،صفحه151

گاه مايي كه ظاهر مذهبي داريم ناخداگاه كاري مي كنيم كه مردم از دين برميگردند . مثلا جواب سلام نمي دهيم – صوت مداحي را تا نيمه شب در خيابان بلند مي كنيم . لباس كثيف مي پوشيم . سر مردم كلاه مي گزاريم و ..

به هرحال بايد مواظب باشيم كه آبروي دين را نبريم

 

داستانك 1:

مقیم لندن بود، تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد.

راننده بقیه پول را که برمی گرداند 20 پنس اضافه تر می دهد!

می گفت: چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست پنس اضافه را برگردانم یا نه؟

آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست پنس را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی...

گذشت و به مقصد رسیدیم. موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت آقا از شما ممنونم. پرسیدم بابت چه؟ گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم. وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم.

با خودم شرط کردم اگر بیست پنس را پس دادید بیایم. فردا خدمت می رسیم!

ميگفت: ماشين كه رفت؛ تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد.

من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست پنس می فروختم

داستانك 2:

گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود.

آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.

او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟

گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا ، مال او را حفظ می کند. من دزد مال او هستم ، نه دزد دین.

اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال ، خللی می یافت

آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است

فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات


برچسبك: داستان دين داري, داستان اخلاقي, داستان اعتقادي, اسلام آمريكايي, زينت ما باشيد


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز یکشنبه دوم آذر 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


شعربسيار زيباي "دارا و سارا"

(به بهانه هفته بسيج)

هنگام جنگ دادیم صدها هزار دارا

شد کوچه های ایران مشکین ز اشک سارا

سارا لباس پوشید ، با جبهه ها عجین شد

در فکه و شلمچه ، دارا به روی مین شد

چندین هزار دارا ، بسته به سر ، سربند

یا تکه تکه گشتند یا که اسیر و در بند

سارای دیگری در ، مهران شده شهیده

دارا کجاست؟ او در ، اروند آرمیده

دوخته هزار سارا چشمی به حلقه ی در

از یک طرف و دیگر چشمی به خون دل ، تر

سارا سؤال می کرد ، دارا کجاست اکنون ؟

دیدند شعله ها را در سنگرش به مجنون

خون گلوی دارا آب حیات دین است

روحش به عرش و جسمش ، مفقود در زمین است

در آن زمانه رفتند ، صدها هزار دارا

در این زمانه گشتند ده ها هزار « دارا »

هنگام جنگ دارا گشته اسیر و دربند

دارای این زمان با بنزش رود به دربند

دارای آن زمانه بی سر درون کرخه

سارای این زمانه در کوچه با دوچرخه

در آن زمانه سارا با جبهه ها عجین شد

در این زمانه ناگه ،‌ چادر « لباس جین » شد

با چفیه ای که گلگون از خون صد چو دارا ست

سارا خود ،‌ از برای ، ‌جلب نظر بیاراست

دارا و گشواره ،‌ حقا که شرم دارد

در دست هایش امروز ، او بند چرم دارد

با خون و چنگ و دندان ، دشمن ز خانه راندیم

اما به ماهواره تا خانه اش کشاندیم

جای شهید اسم خواننده روی دیوار

آن ها به جبهه رفتند ، اینها شدند طلبکار!!!

 

  شاعر : مرحوم ابوالفضل سپهر

منبع : كتاب "دفتر سرخ"

فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات


برچسبك: شعر دارا و سارا, اشعار انقلابي, اشعار مرحوم سپپهر, حجاب, شعر مذهبي


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز شنبه یکم آذر 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبركهای شـعـری | لينک ثابت


يكي از مضرات موسيقي

 

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام:

 

 بَيْتُ الْغِنَاءِ لَا تُؤْمَنُ فِيهِ الْفَجِيعَة  وَ لَا تُجَابُ فِيهِ الدَّعْوَةُ وَ لَا يَدْخُلُهُ الْمَلَكُ.  [الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏6، ص: 433 ]

 

خانه اي كه در آن موسيقي حرام باشد . از مرگ ناگهاني ايمن نخواهد بود و دعا در آنجا مستجاب نخواهد شد و فرشتگان در آن خانه وارد نمي شوند

 

يكي از مهمترين آفات، پيرامون گوش دادن به غنا و نوازندگي ، كوتاه شدن عمر است

 

کسانی که با موسیقی سر و کار دارند، معمولا عمر کوتاه تری دارند  . در اثر هیجانات روحی و روانی و وارد شدن فشار بر قلب ، گرفتار سکته های قلبی می گردند.

 

براساس آزمایش‌هایی که پرفسور "‌لودویگ دوملینگ" درباره موسیقی‌های شب‌کوتاه، موزارت، سمفونی، سرنوشت بتهون، موزیک بیت، آوازهای پاپ یعنی موزیک مدرن نسل جوان انجام‌ داده و آزمایش های مکرر انجام گرفته، ترشح عصاره گوارشی معده و اسید کلریدریک در کسانی که به موزیک ‌پاپ گوش کرده بودند، پیش از سائرین تقلیل و کاهش یافته بود.( اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، جلد 15، صفحه 185 .)

 

در بررسی‌هایى که محققّان کرده‌اند، از بین 46 نفر موسیقی‌دان و نوازندگان‌ایتالیایی، فرانسوی، انگلیسی، آلمانى و غیره، متوسط عمر آنان 47 سال بوده است.

 

هم اکنون به اسم های برخی از مشاهیر موسیقی همراه با مدت عمرشان توجه فرمایید :

 

 * مالیبران استاد معروف موسیقی در حال خواندن آواز در سن 27 سالگی سکته کرد .

 

 * پرگولوزی - نوازنده ایتالیایی (در سن 26 سالگي )

 

* بلینی -نوازنده ایتالیایی( سن 34 سالگی)

 

* موریس ژبر - نوازنده فرانسوی (در سن 40 سالگی)

 

شوسون - نوازنده فرانسوی(در سن 30 سالگی)

 

نیکلا دوگرینی - نوازنده فرانسوی (در سن 27 سالگی)

 

* ژاربیژه - نوازنده فرانسوی ( در سن 37 سالگی)

 

* مندلس - نوازنده آلمانی  (در سن 38 سالگی)

 

* هوگو ولف - نوازنده آلمانی  (در سن 43 سالگی)

 

* ماکس رگر - نوازنده آلمانی (در سن 43 سالگی)

 

* موزارت - نوازنده اتریشی (در سن 35 سالگی)

 

* شوبرت - نوازنده اتریشی  (در سن 31 سالگی)

 

* لانر - نوازنده اتریشی  (در سن 42 سالگی) [ كتاب بهشت جوانان صفحه 361]

 

و نيز جرج گرشرين نوازنده آمريكايي ( در سن 39 سالگي )

 

نيكلايي ( در سن 39 سالگي )

 

كارل ماريافن دبر ( در سن 40 سالگي )

 

موس كورسكي ( در سن 42 سالگي )

 

هرولد( در سن 42 سالگي )

 

روبرت شوكان( در سن 46 سالگي )

 

اسكريابين( در سن 43 سالگي )

 

گئورگ گبل ( در سن 44 سالگي )

 

همچنین نباید در این راستا جنون یا سکته برخی از مشاهیر موسیقی را چون بتهوون ، باخ ،شومان، واگنر، شوپن، آرمسترانگ و... را نادیده گرفت.

 

دانلود فايل به صورت PDF 

 

 

 


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع | لينک ثابت


عالم اهل سنت: اين از بدبختي ماست كه ...

 

صحيفه سجاديه

در سال ۱۳۵۳هـ. ق. آیت الله مرعشی نجفی(از مراجع تقلید شیعه) نسخه‌ای از صحیفه سجادیه را برای علّامه جوهری طنطاوی (دانشمند اهل سنت و مفتی اسکندریه و مؤلف تفسیر معروف «الجواهر فی تفسیر القرآن») به قاهره فرستاد. وی پس از دریافت و تشکر از چنان هدیه‌ای گرانبها و ستایش فراوان در پاسخ نوشت:

نامه گرامی، مدتی پیش به ضمیمه کتاب صحیفه از سخنان امام زاهد اسلام، علی زین العابدین بن امام حسین شهید (ع) ریحانه مصطفی (ص) رسید. کتاب را با دست تکریم گرفتم و آن را کتابی یگانه یافتم که مشتمل بر علوم و معارف و حکمت‌هایی است که در غیر آن یافت نمی‌شود. به راستی که این از بدبختی ماست که تا کنون بر این اثر گرانبهای جاوید که از میراث‌های نبوّت و اهل بیت است، دست نیافته بودیم، من هر چه در آن مطالعه و دقّت می‌کنم، آن را از گفتار مخلوق برتر و از کلام خالق پایین تر می‌یابم.

راستی چه کتاب کریمی است! خدای شما را در برابر این پیشکش عالی، بهترین پاداش را ببخشد و به نشر علم و هدایت موفّق و مؤیّد بدارد...

[جریان این نامه نگاری در مقدمهٔ کتاب «صحیفه سجّادیّه» با مقدّمه آیت‌الله مرعشی (طبع سال ۱۳۶۹، هجری قمری و ترجمه آقای سید صدر الدین بلاغی، دارالکتب الاسلامیّة، شیخ محمّد آخوندی، ص ۳۷و ص ۳۸) ذکر شده‌است.]

 

دانلود فايل به صورت PDF 

 

 

 


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع | لينک ثابت


نتیجه خواندن نماز در اول وقت

(به بهانه 25 آبان ، سالروز شهادت سردار رشيد اسلام ، حاج مهدي زين الدين)

داستانك:

مادر شهيدان مهدي و مجيد زين الدين مي گويد:

دو نفر از علما پس از شهادت بچه‏ها رفتند خانه خدا و قرار گذاشتند هر کدام برای مهدی و مجید طوافی انجام بدهند.

 کسی که به نام آقا مهدی طواف را شروع می‏کند، بعد از اتمام می‏آیند می‏نشینند، یک لحظه خستگی رفع کنند، تکیه داده بودند و خانه خدا را تماشا می‏کردند .

 در عالم خواب بیداری، می‏بینند آقا مهدی روبرروی خانه ایستاده، لباس احرام به تن، خیلی زیبا، عدّه‌اي هم به دنبالش بودند.

می‏گویند: آقا مهدی شما که شهید شده بودی چه طور آمدی اینجا؟

گفته بود: «به خاطر آن نمازهاي اوّل وقت كه خوانده‌ام در اين جا فرماندهي اين ها را به من واگذار كرده‌اند   [دیدار  آشنا شماره  29 با اندكي تفاوت]

 

دانلود فايل به صورت PDF 

 

 

 


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع | لينک ثابت


منبركهاي قديمي‌تر