راهنماي نصب فلش؛ جهت پخش آنلاين صوت منبرك

اسلایدر

سلام عليكم

با عرض پوزش چند روزي از ؛ به روز رساني معذوريم


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز جمعه دوم آبان 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع | لينک ثابت


زيارت عاشورا

( به بهانه نزديكي به ماه محرم)

در مفاتیح الجنان بعد از زیارت عاشورا شیخ عباس قمی رحمةالله علیه حکایتی را نقل می کند :

 مرحوم حاج محمد علی یزدی مرد فاضل و صالحی بود. ایشان در زمان حیات خود، حکایت آموزنده ای را این چنین نقل کرده است :

در دوران کودکی یکی از همسایگان ما دارای پسری بود که من با او دوست بودم. با هم بزرگ شدیم و هر کدام راه زندگی را پیش گرفتیم. او شغل خوب و مورد تأییدی نداشت و در مجموع، انسان خوب و درستی نشد . تا این که از دنیا رفت. مدتی پس از فوتش، شبی او را به خواب دیدم که دارای جایگاه خاصی بود و ظاهر خوب و آراسته ای داشت. از او پرسیدم: من تو را در دنیا می شناختم؛ تو کار خیری انجام نداده بودی که حال چنین جایگاهی به تو داده اند. او گفت درست است؛ من در دنیا انسان خوبی نبودم و از همان شب فوتم تا شب قبل، گرفتار عذاب بودم و سختی زیادی کشیدم، اما از شب قبل چنین مقامی به من بخشیده اند.

در کمال تعجب از او پرسیدم: چه اتفاقی سبب این تغییر در وضعیت تو شد؟ او گفت: دیشب خانمی را به این قبرستان آورده، دفن کردند. او همسر استاد اشرف حداد(آهنگر) بود. هنگامی که او را به قبرستان آوذدند ، امام حسین علیه السلام به دیدارش آمدند. پس از خاک سپاری،‌بار دیگر امام حسین علیه السلام به دیدار او آمدند. مرتبه سوم که امام علیه السلام تشریف فرما شدند،‌دستور دادند تا عذاب از همه مردگان قبرستان برداشته شود. سپس از خواب بیدار شدم. فردا صبح زود به بازار آهنگران رفته، استاد اشرف حداد را یافتم.

از او پرسیدم:‌آیا همسر شما به رحمت خدا رفته؟

با تعجب گفت: این چه سوالی است؟!

 از او پرسیدم : آیا همسرت به کربلا مشرف شده بود یا روضه خوان حضرت بود یا در منزل خود مجلس عزا برپا می کرد؟

 استاد اشرف دلیل سؤالاتم را پرسید و من به او گفتم که چه خوابی دیده ام ؛ سپس استاد برایم توضیح داد که همسر من هیچ یک از اعمالی را که شما برشمردید،‌انجام نداده بود؛ تنها در خواندن زیارت عاشورا مداومت میکرد. و من دانستم که به برکت زیارت عاشورا، نه تنها امام حسین علیه السلام به دیدار او آمده و قطعا مقام و مرتبه ای رفیع در بهشت به او بخشیده، که به برکت وجود او ، گناه کاران را نیز مورد رحمت حق قرار داده است. 

[ منبع: مفاتيح الجنان؛ بعد از زيارت عاشورا و قبل از زيارت عاشوراي غير معروفه]


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز پنجشنبه یکم آبان 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع | لينک ثابت


زيارت عاشورا و علامه اميني

(به بهانه نزديكي به ماه محرم)

مرحوم حجة الاسلام دکتر امینی فرزند علامه اميني چنین می نویسد:

پس از گذشت چهار سال از فوت مرحوم پدر بزرگوارم علامه امینی نجفی یعنی سال 1394 هجری قمری ، شب جمعه ای قبل از اذان فجر ایشان را در خواب دیدم. او را شاداب و خرسند یافتم.

جلو رفته و پس از سلام و دست بوسی عرض کردم:

پدر جان! در آنجا چه علمی باعث سعادت و نجات شما گردید؟

گفتند: چه می گویی؟

مجددا" عرض کردم:

آقا جان! در آنجا که اقامت دارید، کدام عمل موجب نجات شما شد؟

کتاب الغدیر ... یا سایر تألیفات .... یا تأسیس و بنیاد کتابخانه امیرالمؤمنین علیه السلام؟

پاسخ دادند: نمی دانم چه می گویی. قدری واضح تر و روشن تر بگو!

گفتم: آقا جان! شما اکنون از میان ما رخت بر بسته اید و به جهان دیگر منتقل شده اید. در آنجا که هستید کدامین عمل باعث نجات شما گردید از میان صدها خدمت و کارهای بزرگ علمی و دینی و مذهبی؟

مرحوم علامه امینی درنگ و تأملی نمودند. سپس فرمودند:

 فقط زیارت ابی عبدالله الحسین علیه السلام.

عرض کردم: شما می دانید اکنون روابط بین ایران و عراق تیره و تار است و راه کربلا بسته ، چه کنم؟

فرمود: در مجالس و محافلی که جهت عزاداری امام حسین علیه السلام برپا می شود شرکت کن. ثواب زیارت امام حسین علیه السلام را به تو می دهند.

سپس فرمودند: پسر جان! در گذشته بارها تو را یادآور شدم و اکنون به تو توصیه می کنم که زیارت عاشورا را هیچ وقت و به هیچ عنوان ترک و فراموش نکن.

 مرتبا" زیارت عاشورا را بخوان و بر خودت وظیفه بدان. این زیارت دارای آثار و برکات و فوائد بسیاری است که موجب نجات و سعادتمندی در دنیا و آخرت تو می باشد ...


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز سه شنبه بیست و نهم مهر 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع | لينک ثابت


3 رهنمود مهم از زبان آيت الله بهجت

( به بهانه نزديكي به ماه محرم )

حضرت آيت الله بهجت فرمودند:

شخصى از علماى اصفهان ، اهل معقول و منقول بود كه به مرحوم ميرزاى شيرازى اشكالاتى داشت ، لذا مطالبى نوشت نامه را علماى اصفهان امضا كردند و به نجف رفت تا نامه را به ميرزاى شيرازى بدهد. قبل از آن ، به خدمت مرحوم ملا فتح على سلطان آبادى رسيد و ايشان از مضمون نامه اى كه در جيب آن عالم اصفهانى بود، او را با خبر كرد. آن آقا تكان خورد و تعجب كرد و با اينكه خودش را خيلى بالا مى دانست تواضع به خرج داد، لذا به ملا فتح على گفت : به ما چيزى بفرماييد تا استفاده كنيم . فرمود: شما كه خود از علما و بزرگانيد. اصرار كرد.

مرحوم ملا فتح على فرمود: به سه چيز مداومت داشته باشيد:

1. نماز اول ماه

2. زيارت عاشورا در هر روز

3. هر شب دو ركعت نماز وحشت بخوانيد و به مؤ منين و مؤ مناتى كه كسى را ندارند و از دنيا رفته اند، هديه كنيد.

[منبع: كتاب نكته هاى ناب : 148]


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع | لينک ثابت


احترام به سادات

(به بهانه عيد سعيد غدير ؛عيد سادات )

(بني الزهرا ؛ عیدتون سبز .... مثل شالتون)

احترام به سادات

 

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: مَن رأي اولادي ولم يَقمُ بين يَدَيه فقد جَفاني و من جفاني فَهُوَ مُنافق؛

 هر كس يكي از اولاد مرا ببيند و به احترام او از جاي برنخيزد، هر آينه به من جفا كرده است و هر كه به من جفا كند، منافق است

و در كلام ديگري فرمود: من رأيَ اولادي و لايَقوم قياماً تاماً إبتلاهُ الله تعالي ببلاءٍ لا دواءَ لَه؛

 هر كه اولاد مرا ببيند و تمام قامت به پيش پايش برنخيزد، خداوند او را به درد بي درماني گرفتار سازد

منبع 2 روايت:كتاب فضائل السادات،تاليف:علامه سيد محمد اشرف؛فرزند آيه الله محقق داماد؛صفحه 41

داستانك 1:

از آیت الله سیبویه سؤال کردند به چه علت با کهولت سن ، چشم و گوش شما ضعیف نشده است؟

 ایشان در جواب گفتند : در اعوان جوانی حدیثی در خصوص اکرام و احترام به سادات و ذراری حضرت فاطمه ( س ) خواندم که در آن حدیث از قول رسول اکرم ( ص ) آمده بود که هر کس فرزندی از فرزندان مرا دید تمام قد پیش روی او بایستد و صلوات بفرستد ، من هم از آن زمان تا به حال با دیدن یکی از ذراری آن حضرت و سادات تمام قامت در پیش روی او می ایستم و صلوات می فرستم . به این علت است که به ضعف چشم و گوش دچار نگشته ام .

 

داستانك 2:

در احوالات مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا تهرا ني آمده است:

همسر ايشان از سادات علويه بود علاوه بر احترام زيادي كه آقا براي ايشان قائل بودند، هر وقت كه در خانه فرصت ياري مي‌نمود، يار و كمك كار ايشان بودند؛ اساساً ايشان به كسي زحمت نمي‌داد مخصوصا امور شخصي خويش را تا آنجايي كه مي‌توانستند و قدرت و توان داشتند خودشان انجام مي‌دادند، تا آنجا كه از همسر خود نمي‌خواستند كه مثلا لباس‌هايشان را بشويند، بلكه اين همسرشان بودند كه با توجه به اخلاق مرحوم آقا از ايشان مي‌خواستند كه لباس‌هايشان را براي شستن در اختيار ايشان بگذارندو باز هم به سادگي حاضر نمي شدند گاه نيز ديده مي شد كه جارو به دست گرفته و حياط منزل را جارو مي زنند و اين در حالي بود كه حتي راه رفتن با عصا برايشان مشكل بود

و نيز نقل شده ايشان هيچگاه در طول عمرشان، پايشان را در هنگام خوابيدن به طرف همسر سيده شان دراز نكرده بودند؛ البته ايشان آنقدر كمال اخلاق و ادب و لطافت روحي داشتند و مؤدب بودند كه پايشان را جلوي كسي ولو از اهل خانه، دراز نمي كردند

فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات


برچسبك: اهميت سادات, همسر سيد, داستان احترام به سادات, بلند شدن در مقابل سادات, فضائل سادات


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز پنجشنبه هفدهم مهر 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


7 عملي كه شيطان را رنجور مي كند

شيطان را رنجور مي كند

بعضى كردارهاى انسان آن قدر بر شيطان ناگوار است كه او را به فرياد و فغان مى آورد و از ناراحتى رنجور و نحيف مى شود.

داستانك:

روزى شيطان در گوشه مسجد الحرام ايستاده بود. حضرت رسول صلى الله عليه و آله هم سرگرم طواف خانه كعبه بودند. وقتى آن حضرت از طواف فارغ شد، ديد ابليس ضعيف و نزار و رنگ پريده ، كنارى ايستاده است ، فرمود:اى ملعون ! تو را چه مى شود كه چنين ضعيف و رنجورى ؟!

گفت : از دست امت تو به جان آمده و گداخته شدم . فرمود: مگر امت من با تو چه كرده اند؟

گفت : يا رسول الله ! چند خصلت نيكو در ايشان است ، من هر چه تلاش ‍ مى كنم اين خوى را از ايشان بگريم نمى توانم . فرمود: آن خصلت ها كه تو را ناراحت كرده كدام اند؟گفت :

 اول اين كه ، هرگاه به يك ديگر مى رسند سلام مى كنند، و سلام يكى از نامهاى خداوند است.  پس هر كه سلام كند حق تعالى او را از هر بلا و رنجى دور مى كند. و هر كه جواب سلام دهد، خداوند متعال رحمت خود را شامل حال او مى گرداند.

دوم اين كه ، وقتى با هم ملاقات كنند به هم دست مى دهند. و آن را چندان ثواب است كه هنوز دست از يك ديگر برنداشته حق تعالى هر دو را رحمت مى كند.

سوم ، وقت غذا خوردن و شروع كارها "بسم الله"  مى گويند و مرا از خوردن آن طعام و شركت در آن دور مى كنند.

چهارم ، هر وقت سخن مى گويند:  "ان شاءالله" بر زبان مى آورند و به قضاى خداوند راضى مى شوند و من نمى توانم كار آنها را از هم بپاشم ، آنان رنج و رحمت مرا ضايع مى كنند.

پنجم ، از صبح تا شام تلاش مى كنم تا اينان را به معصيت بكشانم . باز چون شام مى شود، توبه مى كنند و زحمات مرا از بين مى برند و خداوند به اين وسيله گناهان آنان را مى آمرزد.

ششم ، از همه اينها مهمتر اين است كه وقتى نام تو را مى شنوند با صداى بلند "صلوات"مى فرستند و من چون ثواب صلواترا مى دانم ، از ناراحتى فرار مى كنم ؛ زيرا طاقت ديدن ثواب آن را ندارم

هفتم ؛ ايشان وقتى اهل بيت تو را مى بينند، به ايشان مهر مى ورزند و اين بهترين اعمال است .

پس حضرت روى به اصحاب كرده و فرمودند: هر كس ‍ يكى از اين خصلت ها را داشته باشد از اهل بهشت است

[ انوارالمجالس ، صفحه 40 ]

فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

 توجه: اين مطلب در 3 روز گفته شده است

صوت روز اول

 فايل صوتي منبرك

  صوت روز دوم

 فايل صوتي منبرك

 صوت روز سوم

 فايل صوتي منبرك


برچسبك: شيطان, نصيحت شيطان, ناله شيطان, يرياد شيطان, صلوات


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز سه شنبه پانزدهم مهر 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


خلاص شدن، يكي ديگر از عوامل دروغ

دروغگويي

يكي از عوامل دروغ خلاص شدن از دست كسي است

به عنوان مثال:

 پسرمان به ما مي گويد :آن اسباب بازي را مي خواهم . و ما مي گوييم فروشي نيست

ويا دخترمان آن عروسك را مي خواهد و ما مي گوييم برق دارد

و يا به فرزندمان كه شلوغ مي كند مي گوييم فلاني دعوايت مي كند(درحالي كه دعوايش نمي كند)

و يا حوصله جواب به سوالاتش را نداريم ؛ مي گوييم نمي دانم

و

.

.

.

كه اينها همه دروغ است

 داستانك:

وعن عبد الله بن عامر  قال :

دعتني أمي يوما ورسول الله - صلى الله عليه و آله وسلم - قاعد في بيتنا ، فقالت : ها تعال أعطيك،

 فقال لها رسول الله - صلى الله عليه و آله وسلم : " ما أردت أن تعطيه ؟ "

 قالت : أردت أن أعطيه تمرا .

فقال رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم : " أما إنك لو لم تعطيه شيئا كتبت عليك كذبة"

 

عبد الله بن عامر مي گويد :

روزي مادرم پيامبر را به منزل دعوت كرد . من در آنجا ايستاده بودم . مادرم [كه نمي خواست من آنجا باشم] مرا صدا زد و گفت: عبدالله بيا چيزي به تو بدهم.

پيامبر فرمود: چه مي خواهي به او بدهي ؟

مادرم گفت : خرما

پس پيامبر فرمود : اگر آنچه به او گفتي به او ندهي دروغ گفته اي !!!

منبع:كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال (علي بن حسام الدين المتقي الهندي) جلد3 ، صفحه 1137 حديث 3243

 

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلاناتفايل صوتي منبرك

 


برچسبك: دروغ, عوامل دروغ, اسباب بازي, عروسك, پسر و دختر مان


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز دوشنبه چهاردهم مهر 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


تعارف ؛ يكي از عوامل دروغ

(به بهانه شهادت امام باقر عليه السلام )

دروغگويي

عَنْ‏ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام  قَالَ:

 إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلشَّرِّ أَقْفَالًا وَ جَعَلَ مَفَاتِيحَ تِلْكَ الْأَقْفَالِ الشَّرَابَ وَ الْكَذِبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرَاب‏

حضرت باقر عليه السلام فرمود:

 خداى عز و جل براى بدى قفلهائى قرار داده، و كليدهاى آنها را شراب قرار داده، و دروغ بدتر از شراب است.

منبع:الكافي،جلد  ‏2، صفحه   339    باب الكذب ..... 

 گاهي انسان به راحتي براي تعارف دروغ مي گويد

داستانك:

مادر يكي از نمايندگان مجلس از دنيا مي رود و دفتر يكي از مراجع پيام تسليتي به اين عنوان آماده مي كند

"جناب دكتر ....خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ......رسيد ؛ ايشان با تمام وجود ناراحت شدند و..."

اين پيام را به آن مرجع  براي تاييد نشان مي دهند . مرجع تقليد مي گويد من با تمام وجود ناراحت نشدم؛اين را عوض كنيد.

پيام را تصحيح مي كنند و مي نويسند:

 "جناب دكتر ....خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ......رسيد ؛ ايشان بسيار ناراحت شدند و..."

براي دومين بار اين پيام را به آن مرجع نشان مي دهند . مرجع تقليد مي گويد من بسيار  ناراحت نشدم؛اين را عوض كنيد.

دفتر آن مرجع سومين پيام را اينگونه مي نويسند:

"جناب دكتر ....خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ......رسيد ؛ ايشان ناراحت شدند و..."

براي سومين بار اين پيام را به آن مرجع نشان مي دهند . مرجع تقليد مي گويد راستش من ناراحت هم نشدم؛اين پير زن سالهاست در جا افتاده و الان ناراحتي ندارد

رئيس دفتر مي گويد پس چه بنويسيم ؟ نمي شود كه نوشت:

"جناب دكتر ....خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ......رسيد ؛ ايشان خوشحال شدند و..."

آن مرجع مي فرمايد چرا اينها را بنويسيد! ؛ بنويسيد:

"جناب دكتر ....خبر ارتحال مادر شما به ...... رسيد ؛ ايشان براي علو درجات مادرتان دعا كردند"

*

نكته اينجاست كه گاه با تغيير كلمه اي ديگر دروغ نگفته ايم

فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات


برچسبك: شراب خواري, دروغ, سيره معصومين, سيره امام باقر, امام باقر


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز یکشنبه سیزدهم مهر 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


احتياج مومن به 3 خصلت (3)

(به بهانه شهادت امام جواد عليه السلام)

نصيحت

وَ قَالَ ااجواد عليه السلام:  الْمُؤْمِنُ يَحْتَاجُ إِلَى ثَلَاثِ خِصَالٍ ...

3. قَبُولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُه‏

امام جواد عليه السلام فرمود : مؤمن نيازمند به سه خصلت است: ...

3. پذيرفتن نصيحت هر كس؛ كه او را نصيحت نمايد                           [بحار الأنوار؛ جلد ‏75؛ صفحه 358]

نكته:

چه ايراد دارد شخصي به ما نكته اي بگويد كه ما آنرا بلد نيستيم ؛ حال از ما كوچكتر و كم سوادتر باشد

يك حيوان ، به يك پيامبر بزرگ الهي مي گويد : من چيزي مي فهمم كه تو نمي فهمي

آن حيوان هدهد است و آن پيامبر حضرت سليمان و حمله ي او اين است : أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقينٍ  ( سوره نمل آيه 22 )

داستانك :

چند دانش آموز دختر دبستاني به حضرت امام خميني ؛ نامه مي نويسند ، در بخشي از اين نامه مي آورند :

امام عزیز، ما بچه‌های کلاس پنجم جهاد مدرسه فاطمیه هستیم. چون در کتاب دینی ما نامه امام محمدتقی - علیه السلام - را به فرمانده سیستان و نصیحتهایی را که امام، به ایشان کرده‌اند نوشته، ما هم تصمیم گرفتیم که برای شما نامه‌ای نوشته و شما را نصیحت کنیم. ولی اماما، ما شما را نمی‌توانیم نصیحت کنیم. زیرا شما بزرگوارید و از همه گناهان به دورید. شما آن امام بت شکنی هستید که مدت چهل سال است نمازهای شبتان ترک نشده  ...

و پاسخ امام تكان دهنده است

    بسمه تعالی

    فرزندان عزیزم! نامه محبت آمیز شما را قرائت کردم. کاش شما عزیزان مرا نصیحت می‌کردید که محتاج آنم...    ۲۹ شهر صفر ۱۴۰۳

 روح الله الموسوی الخمینی

[صحيفه نور؛  جلد ۱۷؛ صفحه  ۱۳۷]

 

متن كامل روايت

فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات


برچسبك: امام جواد, روايت امام جواد, روايات عددي, امام خميني, داستان نصيحت


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز پنجشنبه سوم مهر 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای قرآنی | لينک ثابت


احتياج مومن به 3 خصلت (2)

(به بهانه شهادت امام جواد عليه السلام)

خودسازي

وَ قَالَ ااجواد عليه السلام: الْمُؤْمِنُ يَحْتَاجُ إِلَى ثَلَاثِ خِصَالٍ ...

2. وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ

امام جواد عليه السلام فرمود : مؤمن نيازمند به سه خصلت است: ...

2. واعظى از نفس خود                                                      [بحار الأنوار؛ جلد ‏75؛ صفحه 358]

 

اگر انسان واعظ دروني نداشته باشد ؛ نميشود از بيرون او را موعظه كرد

مثل آنكه انسان گياهي بي ريشه را آبياري كند

انسان بايد از نَفْسَش حساب بكشد

نكته

برخي از سوره هاي قرآن با يك سوگند شروع مي شود مانند : وَ الْعَصْر

 برخي با 2 سوگند ؛ مانند : وَ الضُّحَى‏ * وَ الَّيْلِ إِذَا سَجَى‏

برخي با 3 سوگند ؛ مانند : وَ الْعَادِيَاتِ ضَبْحًا * فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا * فَالمْغِيرَاتِ صُبْحًا

برخي با 4 سوگند ؛ مانند : وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ *  وَ طُورِ سِينِينَ *  وَ هَاذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ

برخي با 5 سوگند ؛ مانند : وَ الْفَجْرِ * وَ لَيَالٍ عَشْرٍ * وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ  * وَ الَّيْلِ إِذَا يَسْرِ

اما سوره اي در قرآن است ، كه 11 سوگند دارد و آن سوره مباركه شمس است .

نكته اينجاست كه خداوند بعد از اين 11 سوگند مي فرمايد :

قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّئهَا

فقط كسي اهل رستگاريست كه اهل تزكيه ي نفس باشد

  متن كامل روايت

 فايل به صورت مرتب جهت نصب در تابلوي اعلانات

 فايل صوتي منبرك

 


برچسبك: امام جواد, روايت امام جواد, روايات عددي, محاسبه, مراقبه


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز چهارشنبه دوم مهر 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


منبركهاي قديمي‌تر