راهنماي نصب فلش؛ جهت پخش آنلاين صوت منبرك

اسلایدر

يكي از مضرات موسيقي

 

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام:

 

 بَيْتُ الْغِنَاءِ لَا تُؤْمَنُ فِيهِ الْفَجِيعَة  وَ لَا تُجَابُ فِيهِ الدَّعْوَةُ وَ لَا يَدْخُلُهُ الْمَلَكُ.  [الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏6، ص: 433 ]

 

خانه اي كه در آن موسيقي حرام باشد . از مرگ ناگهاني ايمن نخواهد بود و دعا در آنجا مستجاب نخواهد شد و فرشتگان در آن خانه وارد نمي شوند

 

يكي از مهمترين آفات، پيرامون گوش دادن به غنا و نوازندگي ، كوتاه شدن عمر است

 

کسانی که با موسیقی سر و کار دارند، معمولا عمر کوتاه تری دارند  . در اثر هیجانات روحی و روانی و وارد شدن فشار بر قلب ، گرفتار سکته های قلبی می گردند.

 

براساس آزمایش‌هایی که پرفسور "‌لودویگ دوملینگ" درباره موسیقی‌های شب‌کوتاه، موزارت، سمفونی، سرنوشت بتهون، موزیک بیت، آوازهای پاپ یعنی موزیک مدرن نسل جوان انجام‌ داده و آزمایش های مکرر انجام گرفته، ترشح عصاره گوارشی معده و اسید کلریدریک در کسانی که به موزیک ‌پاپ گوش کرده بودند، پیش از سائرین تقلیل و کاهش یافته بود.( اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، جلد 15، صفحه 185 .)

 

در بررسی‌هایى که محققّان کرده‌اند، از بین 46 نفر موسیقی‌دان و نوازندگان‌ایتالیایی، فرانسوی، انگلیسی، آلمانى و غیره، متوسط عمر آنان 47 سال بوده است.

 

هم اکنون به اسم های برخی از مشاهیر موسیقی همراه با مدت عمرشان توجه فرمایید :

 

 * مالیبران استاد معروف موسیقی در حال خواندن آواز در سن 27 سالگی سکته کرد .

 

 * پرگولوزی - نوازنده ایتالیایی (در سن 26 سالگي )

 

* بلینی -نوازنده ایتالیایی( سن 34 سالگی)

 

* موریس ژبر - نوازنده فرانسوی (در سن 40 سالگی)

 

شوسون - نوازنده فرانسوی(در سن 30 سالگی)

 

نیکلا دوگرینی - نوازنده فرانسوی (در سن 27 سالگی)

 

* ژاربیژه - نوازنده فرانسوی ( در سن 37 سالگی)

 

* مندلس - نوازنده آلمانی  (در سن 38 سالگی)

 

* هوگو ولف - نوازنده آلمانی  (در سن 43 سالگی)

 

* ماکس رگر - نوازنده آلمانی (در سن 43 سالگی)

 

* موزارت - نوازنده اتریشی (در سن 35 سالگی)

 

* شوبرت - نوازنده اتریشی  (در سن 31 سالگی)

 

* لانر - نوازنده اتریشی  (در سن 42 سالگی) [ كتاب بهشت جوانان صفحه 361]

 

و نيز جرج گرشرين نوازنده آمريكايي ( در سن 39 سالگي )

 

نيكلايي ( در سن 39 سالگي )

 

كارل ماريافن دبر ( در سن 40 سالگي )

 

موس كورسكي ( در سن 42 سالگي )

 

هرولد( در سن 42 سالگي )

 

روبرت شوكان( در سن 46 سالگي )

 

اسكريابين( در سن 43 سالگي )

 

گئورگ گبل ( در سن 44 سالگي )

 

همچنین نباید در این راستا جنون یا سکته برخی از مشاهیر موسیقی را چون بتهوون ، باخ ،شومان، واگنر، شوپن، آرمسترانگ و... را نادیده گرفت.

 

دانلود فايل به صورت PDF 

 

 

 


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع | لينک ثابت


عالم اهل سنت: اين از بدبختي ماست كه ...

 

صحيفه سجاديه

در سال ۱۳۵۳هـ. ق. آیت الله مرعشی نجفی(از مراجع تقلید شیعه) نسخه‌ای از صحیفه سجادیه را برای علّامه جوهری طنطاوی (دانشمند اهل سنت و مفتی اسکندریه و مؤلف تفسیر معروف «الجواهر فی تفسیر القرآن») به قاهره فرستاد. وی پس از دریافت و تشکر از چنان هدیه‌ای گرانبها و ستایش فراوان در پاسخ نوشت:

نامه گرامی، مدتی پیش به ضمیمه کتاب صحیفه از سخنان امام زاهد اسلام، علی زین العابدین بن امام حسین شهید (ع) ریحانه مصطفی (ص) رسید. کتاب را با دست تکریم گرفتم و آن را کتابی یگانه یافتم که مشتمل بر علوم و معارف و حکمت‌هایی است که در غیر آن یافت نمی‌شود. به راستی که این از بدبختی ماست که تا کنون بر این اثر گرانبهای جاوید که از میراث‌های نبوّت و اهل بیت است، دست نیافته بودیم، من هر چه در آن مطالعه و دقّت می‌کنم، آن را از گفتار مخلوق برتر و از کلام خالق پایین تر می‌یابم.

راستی چه کتاب کریمی است! خدای شما را در برابر این پیشکش عالی، بهترین پاداش را ببخشد و به نشر علم و هدایت موفّق و مؤیّد بدارد...

[جریان این نامه نگاری در مقدمهٔ کتاب «صحیفه سجّادیّه» با مقدّمه آیت‌الله مرعشی (طبع سال ۱۳۶۹، هجری قمری و ترجمه آقای سید صدر الدین بلاغی، دارالکتب الاسلامیّة، شیخ محمّد آخوندی، ص ۳۷و ص ۳۸) ذکر شده‌است.]

 

دانلود فايل به صورت PDF 

 

 

 


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع | لينک ثابت


نتیجه خواندن نماز در اول وقت

(به بهانه 25 آبان ، سالروز شهادت سردار رشيد اسلام ، حاج مهدي زين الدين)

داستانك:

مادر شهيدان مهدي و مجيد زين الدين مي گويد:

دو نفر از علما پس از شهادت بچه‏ها رفتند خانه خدا و قرار گذاشتند هر کدام برای مهدی و مجید طوافی انجام بدهند.

 کسی که به نام آقا مهدی طواف را شروع می‏کند، بعد از اتمام می‏آیند می‏نشینند، یک لحظه خستگی رفع کنند، تکیه داده بودند و خانه خدا را تماشا می‏کردند .

 در عالم خواب بیداری، می‏بینند آقا مهدی روبرروی خانه ایستاده، لباس احرام به تن، خیلی زیبا، عدّه‌اي هم به دنبالش بودند.

می‏گویند: آقا مهدی شما که شهید شده بودی چه طور آمدی اینجا؟

گفته بود: «به خاطر آن نمازهاي اوّل وقت كه خوانده‌ام در اين جا فرماندهي اين ها را به من واگذار كرده‌اند   [دیدار  آشنا شماره  29 با اندكي تفاوت]

 

دانلود فايل به صورت PDF 

 

 

 


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع | لينک ثابت


توصیه‌ علامه طباطبایی برای تزکیه نفس در پاسخ به یک جوان

 

( به بهانه 24 آبان، سالروز ارتحال علامه طباطبايي رحمه الله عليه )

جواني 22 ساله در سال 55 نامه اي به علامه طباطبايي نوشته و از او راه حلي براي بيرون آمدن از گناه خواسته که علامه نيز به نامه او پاسخ داده است.

بسم الله الرحمن الرحيم

محضر مبارک نخبه الفلاسفه آيه الله العظمي جناب آقاي طباطبائي ادام الله عمرکم ماشاءالله
سلام عليکم و رحمه الله و برکاته.

کوتاه سخن آنکه جواني هستم 22 ساله ...چنين تشخيص مي دهم که تنها ممکن است شما باشيد که به اين سؤال من پاسخ دهيد. در محيط و شرايطي که زندگي مي کنم. هواي نفس و آمال و آرزوها بر من تسلط فراواني دارند و مرا اسير خود ساخته اند و سبب آن شده اند که مرا از حرکت به سوي الله. و حرکت در مسير استعداد خود باز داشته و مي دارند. درخواستي که از شما دارم. براي من بفرماييد بدانم به چه اعمالي دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و اين طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟

يادآور مي شوم نصيحت نمي خواهم والا ديگران ادعاي نصيحت فراوان دارند. دستورات علمي براي پيروي لازم دارم. همان گونه که شما در تحصيلات خود در نجف پيش استاد فلسفه داشتيد.

همان شخصي که تسلط به فلسفه اشراق داشت.

باز هم خاطر نشان مي سازم که نويسنده با خود فکر مي کند که شفاهاً موفق به پاسخ اين سؤال نمي شود. وانگهي شرم دارم که بيهوده وقت گرانمايه شما را بگيرم. لذا تقاضا دارم پدرانه چنانچه صلاح مي دانيد و بر اين موضوع مي توانيد اصالتي قائل شويد مرا کمک کنيد. در صورت منفي بودن، به فکر ناقص من لبخند نزنيد و مخفيانه نامه را پاره کنيد و مرا نيز به حال خود واگذاريد            23.10.55

 

پاسخ علامه طباطبائي به اين نامه:

 بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليکم

براي موفق شدن و رسيدن به منظوري که در پشت ورقه مرقوم داشته ايد لازم است همتي بر آورده، توبه اي نموده، به مراقبه و محاسبه پردازيد. به اين نحو که هر روز که طرف صبح از خواب بيدار مي شويد قصد جدي کنيد که در هر عملي که پيش آيد، رضاي خدا - عزاسمه- را مراعات خواهم کرد. آن وقت در سر هر کاري که مي خواهيد انجام دهيد. نفع آخرت را منظور خواهيد داشت، به طوري که اگر نفع اخروي نداشته باشد انجام نخواهيد داد. هرچه باشد.

همين حال را تا شب، وقت خواب ادامه خواهيد داد و وقت خواب، چهار پنج دقيقه اي درکارهايي روز انجام داده ايد فکر کرده، يکي يکي از نظر خواهيد گذرانيد.

هر کدام مطابق رضاي خدا انجام يافته شکري بکنيد و هر کدام تخلف شده استغفاري بکنيد. اين رويه را هر روز ادامه دهيد. اين روش اگر چه کليد نجات و رستگاري است و هر شب پيش از خواب اگر توانستيد سور مسبحات يعني سوره حديد و حشر و صف و جمعه و تغابن را بخوانيد و اگر نتوانستيد تنها سوره حشر را بخوانيد و پس از بيست روز از حال اشتغال ، حالات خود را براي بنده در نامه بنويسيد.

 ان شاء الله موفق خواهيد بود. والسلام عليکم.

محمد حسين طباطبايي

دانلود فايل به صورت PDF 

 

 

 


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز شنبه بیست و چهارم آبان 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع | لينک ثابت


بي حجابان عاشق حسين ؛ نخوانند. خواهشاً

(به بهانه محرم حسيني)

بنده اول هشدار بدهم ؛ كساني كه بي حجابند و چند ليتر براي اهل بيت امام حسين گريه مي كنند و آقاياني كه لعن يزيد مي گويند و حجاب همسرانشان بد است ، نخوانند ؛ وگرنه آن دنيا به امام حسين چه جوابي مي دهند. حال هي بگويند: دلت پاك باشد

عصر عاشورا بود

حجاب از سر زنان و دختران حسيني ربوده شد

هنگامي كه فاطمه صغري (كه احتمالا همان رقيه است) بعد از شهادت پدر و سيلي خوردن از دست شمر و اصابت كعب ني به بازو  و پاره شدن گوش ؛ عمه اش زينب را مي بيند ؛ از هيچكدام از اينها شكايت نمي كند.

شكايت فاطمه صغري به عمه اش اين است كه مي گويد  :

" يا عمتاه هل من خرقة أستر بها رأسي عن أعين النظار "

اي عمه جان آيا پارچه اي هست كه سر خود را از نامحرمان بپوشانم

 [منبع :بحارالانوار؛جلد 45؛صفحه 61 ؛ بقية الباب 37 سائر ما جرى عليه بعد بيعة الناس ليزيد بن معاوية إلى شهادته صلوات الله عليه‏]

 و حضرت زينب سلام الله عليها در اولين جمله خطبه ي آتشين خود به يزيد مي فرمايد:

أَ مِنَ الْعَدْلِ يَا ابْنَ الطُّلَقَاءِ- تَخْدِيرُكَ حَرَائِرَكَ وَ إِمَاءَكَ- وَ سَوْقُكَ بَنَاتِ رَسُولِ اللَّهِ سَبَايَا- قَدْ هَتَكْتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبْدَيْتَ وُجُوهَهُنَّ...

اى پسر آزادشدگان! آيا از عدالت تو است كه زنان و كنيزان خود را پشت پرده جاى دهى و دختران پيامبر اسلام را به اسيرى ببرى و سوق دهى؟ تو چادرهاى ايشان را برداشتى، صورتهاى آنان را باز نمودى‏

[منبع :بحارالانوار؛جلد 45؛صفحه 134  ؛ باب 39 الوقائع المتأخرة عن قتله صلوات الله عليه إلى رجوع أهل البيت ع إلى المدينة ...]

برادرم ! باور كن حتي يزيد به حجاب زنانش حساس بود ...



 


برچسبك: حجاب, بي حجابي, حجاب اهل بيت, حجاب اسرا, خطبه خضرت زينب


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز پنجشنبه پانزدهم آبان 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


كتابي كه امام زمان براي آدم شدن معرفي كردند

(به بهانه شهادت امام سجاد عليه السلام)

مرحوم ملا محمد تقی مجلسی (مجلسی پدر،متوفی 1070 ه.ق) در کتاب "روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه "جلد چهاردهم صفحه 419 ، داستان تشرفشان به محضر مبارک حضرت ولی عصر (عجل الله فرجه) را نقل می نمایند.

ایشان می گویند:

در اوایل سن بلوغ بسيار به دنبال خودسازي بودم . شبی از شبها بالای سطح خانه خود بین خواب و بیداری بودم، وجود نازنين بقيت الله (عجل الله فرجه و سهل مخرجه) را دیدم در بازار خربزه فروشان اصفهان در جنب «مسجد جامع»، با کمال شوق و شعف خدمت سراسر شرافت آن بزرگوار رسیدم و از مسائلی سؤال نمودم ...

 بعد عرض نمودم: یابن رسول الله همیشه دستم به شما نمی‏رسد! کتابی به من بدهید که بر آن عمل نمایم

 فرمودند: برو از «آقا محمد تاجا» کتاب بگیر! گویا من می‏شناختم او را. رفتم و کتاب را از او گرفتم، و مشغول به خواندن او بودم و می‏گریستم. یک دفعه از خواب بیدار شدم. دیدم در بالای بام خانه خود هستم. کمال حزن و غصه بر من رو نمود.

 در ذهنم گذشت که «محمد تاجا» همان «شیخ بهائی» است و «تاج» هم از باب ریاست شریعت است. چون صبح شد وضو گرفتم و نماز صبح خواندم. خدمت ایشان رفتم و کیفیت حال را عرض نمودم. فرمودند: انشا الله به آن مطلبی که قصد دارید خواهید رسید.

اين تعبير به دلم ننشست . آنگه محلی که حضرت - علیه الصلوه و السلام - را در آنجا دیده بودم، از باب شوق، خود را بدانجا رسانیدم، در آنجا «آقا حسن تاجا» را ملاقات نمودم .

مرا که دید گفت: ملا محمد تقی! بیا برویم در خانه بعضی از کتب که موقوفه مرحوم آقا قدیر هست، به تو بدهم!

مرا به خانه اش برد. گفت: هر کتابی که می‏خواهی بردار! دست زدم و کتابی برداشتم. نظر نمودم دیدم کتابی است که حضرت «حجة الله» روحی فداه دیشب به من مرحمت فرموده بودند. دیدم که «صحیفه سجادیه» است.

مشغول شدم به گریه و برخاستم. گفت : كتب دیگر را هم بردار! گفتم: همین کتاب کفایت می‏کند. پس شروع نمودم در تصحیح و مقابله و تعلیم مردم. و چنان شد که از برکت کتاب مذکور، غالب اهل اصفهان، «مستجاب الدعوه» شدند!!

[روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه  جلد چهاردهم صفحه 419 با اندكي تصرف]

 

 



 



برچسبك: امام زمان, ديدار با امام زمان, توصيه امام زمان, داستاني از صحيفه سجاديه, صحيفه سجاديه


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


مادر حضرت رقيه كه بود؟ و چگونه صداي حضرت رقيه به يزيد رسيد؟



سوال 1:

مادر حضرت رقيه كه بود؟ و آيا در كربلا حضور داشت؟

پاسخ :

مادر حضرت رقيه ، مطابق بعضي از نقلها ، « ام اسحاق» نام داشت كه قبلا همسر امام حسن عليه السلام بود ؛ و آن حضرت در وصيت خود به برادرش امام حسين عليه السلام سفارش كرد كه با ام اسحاق ازدواج كند ، و فضايل بسياري را براي آن بانو برشمرد [ابصارالعين في انصار الحسين صفحه 368]

بعد از ولادت حضرت رقيه ، ام اسحاق بيمار شد و ديري نپاييد كه از دنيا رفت  [ السيده رقيه صفحه 24]

سوال 2 :

مداحان و سخنرانان مي گويند : در خرابه شام رقيه ياد پدرش را كرد و همه به گريه افتادند و صداي آنان به يزيد رسيد . حال سوال اينجاست كه چگونه صدا ، از داخل خرابه به قصر رسيده است؟ يعني يزيد داخل خرابه بوده است؟!  آيا اين دروغ نيست؟!

پاسخ :

معاويه در حال ساخت قصري به نام كاخ خضرا بود ، براي همين خانه هايي را خريد تا قصر را بنا كند

يكي از اين خانه ها متعلق به پير زني بود كه حاضر به فروش خانه ي خود نبود و مي گفت مي خواهم در همين جا زندگي كنم و بعد از مرگم نيز قبرم درون خانه ام باشد.

معاويه دستور داد خانه را خراب كنيد ، اما عمرو عاص مخالفت كرد و گفت :

"عرب هميشه در آرزوي حاكمي عادل بوده و تو مي تواني از اين فرصت استفاده تبليغاتي كني ؛ به اين صورت كه قصر را بسازي و آن خانه را خراب نكني . آنوقت هركه از درب قصر وارد شود اولين سوالي كه برايش پيش مي آيد اين است كه اين خانه ي خرابه در وسط قصر چه مي كند و ما به او پاسخ مي دهيم كه عدالت ما به ما اجازه ي خراب كردن خانه ي پير زن را نمي دهد "

اين جريان اتفاق مي افتد و بعد از مدتي پير زن از دنيا مي رود و معاويه باز هم آن خانه را خراب نمي كند.

در زمان يزيد با وجودي كه اين خانه به خرابه تبديل شده  باز هم اين نيرنگ ادامه پيدا مي كند

زماني كه اسرا را به شام مي آورند ، در آن خرابه قرار مي دهند و آن خرابه داخل حياط  قصر بوده است 

[منبع:كتاب ريحانه كربلا - نوشته عبدالحسن نيشابوري- صفحه101 به نقل از كتاب صفريه جلد 2 صفحه 42 – با اندكي تصرف]



 


برچسبك: مادر رقيه, رقيه, حضرت رقيه, چگونگي شهادت حضرت رقه, شبهه اي درباره رقيه


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز سه شنبه سیزدهم آبان 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


بي بصيرتي در روز عاشورا

(به بهانه محرم حسيني)

يكي از افرادي كه در روز عاشورا در ركاب امام بود و عصر عاشورا امام را تنها گذاشت ضحاك‏بن‏ عبداللَّه‏ مشرقى است

او مي گوييد: عصر عاشورا ، وقتى ديدم ياران حسين كشته شده اند و نوبت او و خاندانش رسيده و با وى به جز سويد بن عمرو خثعمى و بشير بن عمرو حضرمى نمانده، به او  گفتم:

«اى پسر پيامبر خداى! مى‏دانى قرار ميان من و تو چه بود كه گفتم تا وقتى كه جنگاورى باشد به كمك تو جنگ مى‏كنم و چون جنگاورى نماند اجازه دارم بروم و به من گفتى خوب.»

امام فرمود: «راست مى‏گويى، اما چگونه مي تواني بروي؟ اگر مى‏توانى اجازه دارى.»

گويد: به طرف اسبم رفتم. چنان شده بود كه وقتى ديدم اسبان ياران ما را از پاى مى‏اندازند، آن را بردم و در خيمه يكى از يارانمان ميان خيمه‏ها جاى دادم و بازگشتم و پياده به جنگ پرداختم و پيش روى حسين دو كس را كشتم و دست يكى را قطع كردم و حسين بارها به من گفت: «دستت از كار نيفتد، خدا دستت را نبرد، خدايت از جانب خاندان پيمبر پاداش نيك دهد!»

گويد: همين كه اجازه داد، اسب را از خيمه درآوردم و بر آن نشستم. و رفتم

ترجمه تاريخ طبرى، 5/ 444- 445

 


دانلود فايل به صورت PDF

 

 

 


برچسبك: بصيرت, بي بصيرت, فرار در روز عاشورا, بي بصيرتي در عاشورا, ريزش ها و رويش هاي كربلا


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز دوشنبه دوازدهم آبان 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روايي | لينک ثابت


سلام عليكم

با عرض پوزش چند روزي از ؛ به روز رساني معذوريم


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز جمعه دوم آبان 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع | لينک ثابت


زيارت عاشورا

( به بهانه نزديكي به ماه محرم)

در مفاتیح الجنان بعد از زیارت عاشورا شیخ عباس قمی رحمةالله علیه حکایتی را نقل می کند :

 مرحوم حاج محمد علی یزدی مرد فاضل و صالحی بود. ایشان در زمان حیات خود، حکایت آموزنده ای را این چنین نقل کرده است :

در دوران کودکی یکی از همسایگان ما دارای پسری بود که من با او دوست بودم. با هم بزرگ شدیم و هر کدام راه زندگی را پیش گرفتیم. او شغل خوب و مورد تأییدی نداشت و در مجموع، انسان خوب و درستی نشد . تا این که از دنیا رفت. مدتی پس از فوتش، شبی او را به خواب دیدم که دارای جایگاه خاصی بود و ظاهر خوب و آراسته ای داشت. از او پرسیدم: من تو را در دنیا می شناختم؛ تو کار خیری انجام نداده بودی که حال چنین جایگاهی به تو داده اند. او گفت درست است؛ من در دنیا انسان خوبی نبودم و از همان شب فوتم تا شب قبل، گرفتار عذاب بودم و سختی زیادی کشیدم، اما از شب قبل چنین مقامی به من بخشیده اند.

در کمال تعجب از او پرسیدم: چه اتفاقی سبب این تغییر در وضعیت تو شد؟ او گفت: دیشب خانمی را به این قبرستان آورده، دفن کردند. او همسر استاد اشرف حداد(آهنگر) بود. هنگامی که او را به قبرستان آوذدند ، امام حسین علیه السلام به دیدارش آمدند. پس از خاک سپاری،‌بار دیگر امام حسین علیه السلام به دیدار او آمدند. مرتبه سوم که امام علیه السلام تشریف فرما شدند،‌دستور دادند تا عذاب از همه مردگان قبرستان برداشته شود. سپس از خواب بیدار شدم. فردا صبح زود به بازار آهنگران رفته، استاد اشرف حداد را یافتم.

از او پرسیدم:‌آیا همسر شما به رحمت خدا رفته؟

با تعجب گفت: این چه سوالی است؟!

 از او پرسیدم : آیا همسرت به کربلا مشرف شده بود یا روضه خوان حضرت بود یا در منزل خود مجلس عزا برپا می کرد؟

 استاد اشرف دلیل سؤالاتم را پرسید و من به او گفتم که چه خوابی دیده ام ؛ سپس استاد برایم توضیح داد که همسر من هیچ یک از اعمالی را که شما برشمردید،‌انجام نداده بود؛ تنها در خواندن زیارت عاشورا مداومت میکرد. و من دانستم که به برکت زیارت عاشورا، نه تنها امام حسین علیه السلام به دیدار او آمده و قطعا مقام و مرتبه ای رفیع در بهشت به او بخشیده، که به برکت وجود او ، گناه کاران را نیز مورد رحمت حق قرار داده است. 

[ منبع: مفاتيح الجنان؛ بعد از زيارت عاشورا و قبل از زيارت عاشوراي غير معروفه]


 

با استعانت از حجه بن الحسن اين منبرک روز پنجشنبه یکم آبان 1393 در مسجد گفته شدبا موضوع | لينک ثابت


منبركهاي قديمي‌تر